۱ - مرجعیت آیت الله کابلی

مرجعیت آیت‌الله کابلی

غرجستانی: آیت‌الله خراسانی در مرجعیت آیت‌الله کابلی نقش بی‌بدیلی ایفا کرد شما نیز همکار و مشاور ایشان بودید،  دراین‌باره بفرمائید که چه زمانی، از کجا آغاز شد و چه مسیری را پیمودید؟

اعتمادی­ هزاره‌ها: سال 1372 بعد از فاجعۀ افشار هیئتی به ریاست آیت‌الله کابلی رئیس شورای عالی نظارت حزب وحدت به ایران آمد و هدف از سفر نیز ابلاغ پیام حزب به مهاجرین و جمع‌آوری کمک برای ساخت مجتمع فرهنگی خاتم‌الانبیا که الآن به نام مصلای شهید مزاری یاد می‌شود اعلام‌شده بود. هیئت به تهران آمد، بعد قم رفت و سرانجام قرار شد به مشهد بیایند. من و جمعی از رفقا که سال‌ها مسئلۀ مرجعیت را پیگیر بودیم اینجا یک جرقه‌ای به ذهنمان زد و گفتیم بیاییم این مسئله را با محوریت آیت‌الله کابلی مطرح کنیم. مخصوصاً که ایشان علاوه بر تقوا و توانایی علمی از نظر سیاسی نیز با استاد مزاری هماهنگ بود و این در حمایت ما از ایشان مؤثر بود، چون ما به دنبال مرجعی بودیم که ضمن تسلط بر مسائل علمی و دینی نسبت به امور سیاسی، اجتماعی و سرنوشت مردم نیز حساسیت لازم ر ا داشته باشد.پ

در این مقطع کسانی که اولین بار این مسئله را مطرح کردند، افراد ذیل بودند:1. عیدمحمد عارفی دره‌صوفی از ولایت سمنگان2. محمدنبی قانع‌زاده از بهسود ولایت میدان، 3. ناصر شریفی از یکه‌ولنگ ولایت بامیان، 4. اسدالله حیدری از پروان، 5. این‌جانب علی اعتمادی از لعل ولایت غور. ما خدمت آیت‌الله خراسانی رفتیم و موضوع را به ایشان گفتیم، چون می‌دانستیم که یکی از دغدغه‌های مهم خراسانی مسئلۀ مرجعیت است. ایشان کمی تأمل کرد، بعد گفت: «خوب است، خیلی خوب است؛ ان‌شاءالله ایشان هم قبول می‌کند». در اینجا مسئلۀ افشار و تحولات حزب وحدت هم برای ما خیلی مهم بود و ما گفتیم در این فرصت این مسائل هم پررنگ مطرح شود.پ

از راست: آیت الله کابلی ، قانع زاده، عارفی دره صوفی، اعتمادی هزاره ها، اسدالله، حیدری ناصر شریفی

آیت‌الله خراسانی گفت: حالا که این تصمیم را گرفته‌اید، چند کار را باید دنبال کنید

اولا یک هسته مدیریتی تشکیل بدهید

ثانیا افرادی را پیدا کنید که در قسمت هزینه‌های تبلیغات ، پذیرایی میهمان‌ها و... با شما همکاری کنند. حداقل برای یک هفته آمادگی تهیه غذا برای میهمان‌ها و مراجعین را داشته باشید.

سوما علما، دانشجویان و فرهنگیان، تاجران و بازاریان، ورزشکاران و... را دعوت کنید. طوری برنامه‌ریزی شود که این‌ها روزانه دسته جمعی بیایند مسئله مرجعیت را مطرح و از آیت الله کابلی اعلام حمایت کنند.پ

تقسیم‌کار شد. هرکسی برای خود پرسنل و نیرو جمع و جور کرد. ارتباطات را شروع کردیم، از جمله حاجی‌های ترکمن را دیدیم، حاج برات، حاج جلال، حاج خرد، حاج تقی، حاج جعفر و حاج رجب ترکمنی از بچه‌های سازمان نصر؛ این‌ها نیروهای بودند که واقعاً در آن شرایط حساس فداکاری کردند. وقتی با این‌ها صحبت کردیم، از مسائل شیعه و هزاره، محرومیت‌های تاریخی، ضرورت و اهمیت مرجعیت و...، آنان خیلی ذوق‌زده و خوشحال شدند و گفتند: «بچه‌ها! چقدر حرف‌های خوب می‌زنید». ما گفتیم: «آیت‌الله خراسانی نیز با ما هست و حمایت می‌کند». آن وقت خیلی امیدوار شدند. از حاجی‌ها پرسیده شد که «شما در روز چند نفر را می‌توانید غذا بدهید؟» جواب این بود: «تا 300– 400 نفر مشکلی نیست». منزل حاج برات در آخر سی‌متری طلاب را برای جلسات دید و بازدید پیشنهاد کردند و گفتند: «صبح تا شب طبقات بالا و پایین در اختیار شماست».پ

مجری‌گری، سخنگویی و شعاردهی در برنامه‌ها به عهدۀ من بود. حسابی سرمان شلوغ و حجم کار بسیار زیاد شد در حدی که زندگی شخصی و خانواده را فراموش کرده بودیم. همه برای یک هدف والا و مقدس سر از پا نمی‌شناختیم. با جدیت و صداقت مسئولیت می‌گرفتیم و دنبال می‌کردیم. بعد از اینکه یک مقدار کارها روبه‌راه شد، مرحوم فصیحی یکه‌ولنگی را هم در جریان گذاشتیم، ایشان با خراسانی رابطۀ خیلی خوبی داشت.پ

روزی که قرار بود آیت‌الله کابلی مشهد بیاید، ما اعلام کردیم که فلان ساعت برای استقبال از آیت‌الله محقق به فرودگاه می‌رویم. درحالی‌که آیت‌الله از قم با اتوبوس آمده بود، این را حتی دفتر حزب وحدت خبر نداشتند. برنامه این شد که ما با یک موتر در ایستگاه باغچه (نزدیک شهر مشهد) سر راه اتوبوس برویم و از آنجا آیت‌الله را ببریم به فرودگاه، وانمود کنیم که آیت‌الله با هواپیما تشریف آورده. استقبال باید از فرودگاه انجام شود.

حاج تقی موتر لوکسی داشت و طبق همین برنامه، به ایستگاه باغچه رفت و آیت‌الله را به فرودگاه آورد. ما هم چند ماشین نفر با بوق و بلندگو و پلاکارد رفته بودیم و آیت‌الله را با شور و هیجان و سر دادن شعار به کتابخانۀ قائم گلشهر آوردیم.پ