دری نایاب: خودباوری - قسمت سوم

در پی ایجاد خودباوری

غرجستانی: یکی از دغدغه‌های مهم خراسانی ایجاد خودباوری برای مردمش بود، در نجف هم فعالیت‌های در این راستا داشته خود ایشان در این زمینه چه می‌گفتند؟

اعتمادی­ هزاره‌ها: درست است. ایشان می‌فرمود: «در این رابطه بسیار خون دل خوردم و زحمت کشیدم همشهری‌های ماکسانی بودند که بر سر اعلمیت این مرجع و آن مرجع دعوا می‌کردند؛ اما من گفتم این بحث‌ها را رها کنید این‌ها دردی از ما دوا نمی‌کند، باید خودمان مرجع تقلید شویم و مجتهد تربیت کنیم. چطور است که دیگران مجتهد می‌شوند و ما نمی‌شویم؟ دیگران دکتر و مهندس می‌شوند ما نمی‌شویم؟ سخنرانی‌ها کردم که علما! طلاب! ما از هیچ‌کسی کم نیستیم. چطور است که «بائک تَجُر و بائی لاتَجُر»؟ درسته که جبر تاریخ بوده، شرایط سیاسی، جغرافیایی و... آثار سوء گذاشته، اما اکنون برای شما در هر گوشه‌ای از دنیا زمینه فراهم است و باید استفاده کنید. لزومی هم ندارد که همه آخوند شوید. اگر علم‌ الادیان داریم، علم الابدان هم داریم. در علوم حوزوی نیز باید افق‌های بالاتر را بنگرید خود را درگیر یکسری اصطلاحات ادبی و فقهی صرف نکنید. ما باید ببینیم در دنیا چه می‌گذرد و چه خبر است. یکی از اشتباهات خود من این بود که زبان انگلیسی را به خاطر جو حوزه یاد نگرفتم در حالی‌ که باید یاد می‌گرفتم.»پ

محقق خراسانی به عنصر تشویق در رشد انسان‌ها بسیار معتقد بود و در آن نامه تاریخی که به رهبر شهید نوشته نیز این نکته را تذکر داده است؛ لذا می‌گفت: «در نجف علما را بسیار به ارائه درس خارج، نوشتن کتاب و رساله عملیه تشویق کردم. از جمله کسانی را که خیلی به تدریس درس «خارج» ترغیب کردم آیت‌الله فیاض و آیت‌الله سید سرور واعظ بود، اما این بزرگواران بر اثر همان باورهای غلط و رنج و حرمان تاریخی که دامن‌گیر مردم ما بود، حاضر نمی‌شدند».پ

همچنین آیت‌الله خراسانی می‌گفت: در سخنرانی‌ها می‌گفتم: « ای نجف! ای حوزه! باخبر باش که صدها مجتهد آماده داریم، به زودی وارد صحنه می‌کنیم.» آیت‌الله واعظ که بعدها کابل رفت و مدرسه تأسیس کرد، نامه‌ای برایم فرستاد و گفت: شما پیشگام بودید و آن زمان مسائل بسیاری را متوجه بودید، اما ما درک نمی‌کردیم.پ

محقق خراسانی در کتاب «الموءلفون الافغانیون» دربارۀ آیت‌الله سید سرور واعظ بهسودی و آیت‌الله فیاض گفته است: شما هردو مجتهد هستید چون هر کدام آثار گران‌سنگ مثل محاضرات و مصباح الاصول را دارید. بعد با آیت‌الله خویی مقایسه کرده و گفته: استاد شما آیت‌الله خویی که شاگرد مرحوم نائینی بود اجتهادش زمانی محرز شد که اجودالتقریرات را نوشت. حالا شما هم «اقوی الدلیلین علی اِجتهادکما، اقوی التقریرین».پ

گفتگوی آیت‌الله خویی با آیت‌الله فیاض

 آیت‌الله خراسانی می‌گفت: «حضرت آیت‌الله خویی با خواندن این فقرات از کتاب الموءلفون الافغانیون با آیت‌الله فیاض گپ و گفتی داشته.» من این جا سعی می‌کنم نص روایت آیت‌الله خراسانی را از این گفتگو- که بارها از ایشان شنیدم- نقل کنم

آیت‌الله خویی: این شیخ چه نوشته؟

آیت‌الله فیاض: همان چیزی که ملاحظه فرمودید.پ

آیت‌الله خویی: شما دو نفر (واعظ و فیاض) را مجتهد گفته است، من زمانی که اجوَد التقریرات را نوشتم، مجتهد بودم.پ

آیت‌الله فیاض: دیگران را که می‌گوید مجتهد نیست؟

آیت‌الله خویی: من همۀ اجوَد التقریرات را خودم نوشتم.پ

آیت‌الله فیاض: حضرت استاد! از چند هزار صفحه کتاب محاضرات، شما فقط یک جمله را در مقدمه پیشنهاد اصلاح دادید و آن را هم من خودم اصلاح کردم، بقیۀ کتاب را هم که نوشته‌ام نه به شکل لفظ باللفظ و دیکته‌وار در زیر درس نه این‌که ضبط کرده باشم. من درس را گوش‌داده‌ام و بعد رفته‌ام با مراجعه به منابع، معلومات و استنباطات خودم را تکمیل کرده نوشته‌ام.پ

علی‌رغم تمام تلاش‌های که آیت‌الله خراسانی به خرج می‌دهد، آیت‌الله واعظ و فیاض حاضر به تدریس درس «خارج» که گام رسمی به سوی مرجعیت به شمار می‌رفت نمی‌شود. آیت‌الله خراسانی می‌گفت: «من خودم مجبور شدم برای خلق خودباوری و شکست بن‌بست، درس «خارج» را شروع کنم؛ اما خیلی‌ها باور نمی‌کردند؛ می‌گفتند تدریس خارج در حوزۀ نجف کار آسان نیست، خراسانی مسخره خواهد شد؛ اما خوشبختانه وقتی جزوات درسی ما را برای ارزیابی‌های علمی و امتحانات بردند بسیار راحت پذیرفته شد».پ

 در مصاحبه‌ای که استاد حاج کاظم یزدانی با آیت‌الله خراسانی انجام داد و من حاضر بودم نیز خراسانی همین موضوع را یادآوری کرد و گفت: «خدا شاهد است که من هیچ‌گاه برای خودخواهی و تظاهر این کارها را نکرده‌ام تنها هدف من این بود که برای این مردم محروم انگیزه‌ای ایجاد شود».پ

Add comment


Security code
Refresh