سلام

در جستجوی عدالت

ما 7 مهمان  آنلاین داریم.
Content View Hits : 62811
سفر نامه هزارستان (31)، از آخوند دکتر تا شیخ گاوکش Print E-mail
Monday, 04 January 2010 00:29

علی احمد راسخ 

حیات دینی مردم منطقه توسط همین علمای بومی رتق و فتق می شود. در منطقه سنگ تخت یک مدرسه دینی وجود دارد که سه استاد دارد. اقایان اوحدی و علامه قلدستک به دیدنم امده بودند، البته جداگانه.

 این دو نفر شاید مسن ترین و شناخته شده ترین عالمان دینی موجود در منطقه باشند. همانگونه که اقای علی پیام نوشته است، اوحدی محصول داخلی است و در نجف و قم درس نخوانده است، ولی تمام سطوح را تدریس می کند. در گذشته عالمان شناخته شده ای در منطقه بوده اند مانند مرحوم حاج شیخ قاسم علی (پدر حمزه واعظی)، مرحوم حاج شیخ عبدالمومن نوری(که اولادش تابعیت ایران گرفته اند)، مرحوم شیخ واعظ اسپی سنگ، شیخ محمد جان احسانی (که چندی پیش، سال 1388، در گذشت)، مرحوم شیخ موسی کربلایی (معروف به ادیب)، مرحوم شیخ یوسف کربلایی قلدستک و ایات فاضل سنگ تخت (فعلا استاد حوزه علمیه دمشق در سوریه) و خسروی (ساکن مشهد فعلا). از میان همه نام ایت الله خسروی به دلیلی حوزه درسش در حدود سی چهل سال پیش در منطقه از شهرت بیشتری برخودار است که شاگردانش از سراسر ارزگان و مناطق دیگر می امده در سنگ تخت. آموزش در منطقه با همین افراد گره خورده بود.

در منطقه یک مدرسه دینی وجود دارد که وضعش مانند اوضاع سایر امور رقت بار است. اساتید مدرسه گفتند که همیشه تعداد طلبه در مدرسه زندگی می کنند، ولی منابع دیگر گفتند که خیلی از اوقات مدرسه خالی است. وضع درسی خیلی قدیمی و فاقد نوآوری است. طلاب مدرسه از هیچ منبعی دینیی تامین مالی و حمایت نمی شوند. استادان هم شهریه و در آمد حاصل از تدریس ندارند. از لحاظ فکری بسیار قدیمی هستند، چون امکانات جدید در آن جا وجود ندارند. علامه اهل مطالعه دیده می شود و اهل سوال و جواب. احساس کردم علما از موسسات خارجی راضی نیستند، ولی از کارمندان اکسفم شنیدم که برخی از اساتید در موسسه انها پرونده تشکیل داده و مدعی داشتن 125 شاگرد. این از تناقضات موجود در افغانستان است که ضد خارجی اش دست نیاز به خارجی دارد و ضد کفرش متوسل به شیطان. شنیدم سال قبل، یکی از مدرسان حوزه علمیه ایت الله محقق کابلی مقداری پول از سوی اقای خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، برای مدارس اورده بوده، ولی وقتی به مدرسه می رود، طلبه ای را در ان جا نمی بیند و در نتیجه پول را پس می برد. یکی از طلبه های منطقه که در حال تحصیل در مدرسه ایت الله کابلی در کابل است آمده بود و گفت که مساعده ایت الله را برای طلاب منطقه آورده است. روز بعد یکی از طلاب را دیدم و در باره میزان مساعده پرسیدم که گفت 250 افغانی بود یعنی پنج دلار. پرسیدم که مساعده ایت الله کابلی ماهانه است که گفت سال یکبار ممکن است پرداخت شود.  

مناطق هزارجات که مرکز اصلی شیعیان افغانستان است عملا از نقاط فراموش شده حتا توسط علمای طراز اول خود هزاره ها اما ساکن در بیرون از منطقه است. باورم نمی شود که کسی نداند که هزارستان کجا است و وضع ان جا چگونه است. چون علمای صاحب بیت و دفتر ما که در قم و نجف هستند خود دارای رگ و ریشه و برخاسته از همین هزارجاتی اند که اکنون فراموش کرده اند. حتا باورم نمی شود که مراجع غیر هزاره و غیر افغانی هم از وضعیت هزارجات بی اطلاع باشند. دلیلم بر این تردید این است که حوزه های شیعی در ایران سالانه یکبار و دوبار طلابی را تحت عنوان تبلیغ به افغانستان می فرستند که در برگشت باید اطلاعات دقیق و کتبی از جاهایی که انها رفتند و دیدند به ادارات مسوول اعزام بدهند. این وضعیت طی بیست سال اخیر به صورت لاینقطع انجام شده است. بنا براین، نمی توان گفت که حوزه های شیعی از اوضاع شیعیان در هزارجات بی خبرند. دو سال پیش سید جواد شهرستانی، نماینده تام الاختیار و داماد ایت الله سیستانی، تا بامیان رفت، ولی عملا تا کنون کمک های مستقیم و غیر مستقیم ایشان به هزارجات از کمک به چند زوج جوان فراتر نرفته اند. علما و مراجع شیعه در تمام کانون های جمعیتی شیعی در عالم مدرسه و بیمارستان ساخته اند ولی این که چرا هزارجات هیچگاه مورد توجه نبوده است و احساس مذهبی حضرات را تحریک نکرده است از معما های تاریخ شیعه می باشد.

در سال های اخیر نیروهای درس خوانده در ایران به منطقه پا بازکرده اند که در کنار حوزه، تحصیلات دانشگاهی هم دارند و یا در مرکز جهانی درس خوانده اند. این دسته عمدتا نه آن دین زدگی علمای قبلی را دارند و نه می توان منتقد دین شان نامید. از لحاظ اجتماعی هم نه آن کارایی پیشینیان را دارند و نه هم می توانند خود را از جامعه بریده به تفکر محض بپردازند. حضور امریکا در افغانستان باعث شده است که تعدادی از انها به منطقه بازگردند و هوای مشق مشارکت در قدرت در سر کنند. پوستر های تبلیغاتی چندین نفر را برایم نشان دادند که خود را کاندید مجلس یا ولسی جرگه کرده بودند. استفاده ابزاری از دین در میان این دسته به خوبی نمایان بود. اکثرا خود را کارشناس، دین پژوه، حقوقدان (حقوق اسلامی) و دکتر خوانده بودند، اما مردم به هیچکدام رای نداده بودند. داستان شیخ گاوکش معروف بود و بر زبان ها می چرخید. با توجه به مشخصات ارائه شده از سوی مردم احساس کردم که آن شیخ باید از طلبه و بازاری های ساکن مشهد باشد. در مشهد طلبه ای بود از اهالی دایکندی که در کنار درس عمدتا به معاملات و خیاطت می پرداخت و از این راه و راه های دیگر ظاهرا صاحب ثروت شده بود. در مشهد، شنیده بودم که او هموطنان را تشویق به کوچ در جزیره ای نا شناخته اما بخشی از خاک ایران می کند که خالی از سکنه است. به مردم گفته بود که از اقای خامنه ای اجازه دارد تا شیعیان را به ان جا برده اسکان دهد و شناسنامه/تذکره ایرانی شان را خود رهبری جمهوری اسلامی می دهد. نمی دانم بر سر چند شیعه بد بخت کلاه لطف و مرحمت نهاد، اما احتمال این که از این راه ها سود مالی برده باشد زیاد است. همین ادم برگشته به دایکندی و خود را دکتر در حقوق اسلامی معرفی کرده بوده است. کاندید مجلس می شود و بسیار پول مصرف می کند. سی گاو کشته به مردم نان می دهد تا به او رای بدهند. مردم هم گاو هایش را می خورند ولی رای نمی دهند.

Trackback(0)
نظر (8)Add Comment
...
written by siavash, January 03, 2010
سلام خدا قوت من دارم راجع به آمریکا و ناتو در افغانستان و جنایاتشان تحقیق می کنم می خواستم ببینم می تونی کمکم کنی که منبع هامو از کجا جمع و جور کنم چه فارسی و چه لاتین لطفا به من خبر بده
...
written by الهزارة, January 04, 2010
سلام آقای راسخ: هزارجات بروزن سبزی جات، هزارستان بروزن تاجکستان پاکستان شهرستان.
...
written by دایکندی وال, January 04, 2010
راسخ صاحب سلام!
والله با این قصه شیخ گاو کش کشتی مارا از خنده و در عین حال ناراحتی از وضعیت آن شیخ و مردم مظلوم دایکندی. شیخ مزبور مدتی در کوته سنگی دفتر دلالی پاسپورت بازکرده بود و مدتی نیز به عنوان کارشناس حقوقی در کابل. و خود با کلاه قره قل مدعی بود از دانشگاهی که دوسال میشود دانشجویی دکتری پذیرفته، ده سال قبل مدرک دکتری اخذ فرموده است. شیخ با همان عنوان سالیانی در مرکز ایرانی پیامبر اعظم مربوط به سیدهادی بهسودی مدیر تحقیقات بود. در عین حال با سله و لنگی ملایی ماهیانه سیصد هزار تومان ناقابل اقای مصباح صاحب موسسه امام هادی را به عنوان شیخ مستقر در دایکندی اخذ می فرمود. خود در عین حال مدعی بود که در کابل سارنوال و استاد پوهنتون است. من که از ان همه کمالات گیج شده بودم و بر موفقیت های او حسرت می خوردم- رفتم تحقیقات کنم که چطور میشود پیشرفت کرد. حاصل تحقیقات من همین بود که مفتکی در اختیار خوانندگان قرار گرفت و حیف شد.
خلاصه جانا سخن از زبان ما می گویی. ایران بیش از بیست میلیون دالر کمک فرهنگی در پنج سال اخیر در افغانستان داشته، نیم از پولهای مذکور برای تاجیکان بخشی برای اوغانهای قندهار ورزشگاه و... ساخته شده و برخی دیگر به جیب دلالان کابلی و تلویزیون داران از قبیل تمدن و نورین و.... و بعد مدرسه داران و بعد... ریخته شده است. گویا هزاره اگر خود را بکشد به خصوص در هزاره جات مورد عنایت قرار نمی گیرد. عنقریب است نسل اخوند در دایکندی و کل هزاره جات منقرض شود. آقای شهرستان نماینده آقای سیستانی که هیچ آقای شیخ زاده کابلی نماینده تام الاختیار سیستانی در افغانستان نیز سه سال است که قصد دارد برای طلبه های دایکندی و هزارهجات شهریه بدهد. اما یا گرده درداست یا پای روماتیزم و یا دل ناکش . خلاصه نتیجه همان مدرسه اوحدی می شود. اوحدی بیچاره را در اجلاس شورای علمای اقای محسنی حتی فرصت نداد پنج دقیقه روضه همان مدرسه را بخواند . خدا لعنت کند پسر مرجانه را!!!!!!!!!!!
...
written by گاوکش شناس, January 05, 2010
سلام
دیگر از کمالات آخوند گوگُش این است که ایشان در ایران افغانی فروشی می کرد و با شورای بد نام افاغنه دستش در یک کاسه بود.
دو - ایشان یک بار در گلشهر مشهد و نزدیک دوازده متری از دیوار همسایه اش بالا رفته بود تا بتواند با همسر همسایه همبستر شود چون که شوهر زن همسایه در تهران دنبال غریبی رفته بود وخانه بدون مرد بود.
اما خانم همسایه اش که زن مومن و پاکدامن بود با دیدن ایشان روی دیوار خانه و پریدن ایشان داخل حیاط،داد بیداد راه اندخته بود و همسایه ها از خانه های شان بیرن امده بودند و وقتی جناب شیخ داکتر گوگش وضع را چنان می بینند می گویند دنبال گربه اش بوده وپایش لخشیده وخانه همسایه افتاده.
آن زن از دست ایشان شکایت کرد و در داد گاه روحانیت ایشان را بسیار مجازات سبک نمود چون ایشان از ماموران شورای افاغنه بود.
بعد ها شوهر آن زن بنای کشتن این شیخ را داشت که اجل مهلتش نداد وبه رحمت خدا رفت.
ما در مشهد سه تا شیخ داشتیم که دوتایش معروف به شیخ لات بود و یکش معروف به شیخ دیوانه که از یکاولنگ شریف بود.
آن دو شیخ لات یکش همین جناب داکتر گوگش بود.
دومی توسط اطلاعات ایران به غرب نقل مکان داده شده و شنیده می شود که برای خود دستگاه دینی راه انداخته و بندگان خدا را به خانه خدا می برد و سال یک دو بار ایران می آید و به علمای کرام تقسیمی می دهد ومدعی وکالت از ..... است.
داستان بالا رفتن از دیوار همسایه را شوهر آن زن خودش با من صحبت کرد واو قسم خورده بود که ایشان را بکشد اگر در ایران نتوانست در افغانستان.
داستان آن شیخ دیوانه وآن شیخ معروف لات غرب نشین نیز در گلشهر زبان زد خاص وعام است.
...
written by محمدی, March 05, 2010
سلام اقای راسخ نسبت به شیخ گاوکش خیلی دورازانصاف وتحقیق سخن گفته شده ایشان کسی است که مدت بش از15 سال برای مهاجرین مظلوم خدمت نموده حق های پایمال شده شان را میگرد، فکر نمیکنم هیچ دفتر ونهاد دولتی وسیاسی و... به اندازه ی شیخ که تهمت های نارواازسوی بعض که با اب رو ی دیگران بازی کرده برای خودشان نان ونوای درست میکند ،خدمت کرده باشد
...
written by دایزنگی وال, March 12, 2010
محمدی صاحب سلام نمیدانم برای چه ازشیخ گاوکش دفاع نموده خدمت گذار معرفی میکنید شاید نسبت به شما داشته باشد که تعصب قومی ونژادی شمارا کوروکرنموده که خیانت های ان خاین کلاه گذاررا خدمت میگوید یاواقعاشناخت کافی ندارید
بازازگاوکش وخدمتش بگویم :چندین نفررادیدم که دیه ای بسته گانش راگاوکش گرفته بود گریه میکرد که بش ازنصف ان را خودش به دست خود گرفته منظو رشماازخدمت این است؟؟
2فعلا درتهران دفتر وکالت بازنموده کلاه گزاری دیگری راپش گرفته مدرگ تخصصی ازاخوندی گرفته تادکتری درزمینه های کشاورزی کاشی کاری خیاطی و...باگرفتن سیصدهزارتومان ناقابل به دون معطلی میدهد جان برادر برو یک شبه دکتر شو smilies/cheesy.gif
...
written by محمد هدایت , March 30, 2010
سلام جناب راسخ
واقعا سفرنامه شما یکی از خواندنی ترین و جذاب ترین سفرنامه خواهد بود.
جذابیت این سفرنامه از این جهت است که هیچ سخنی بر مراد رانده نشده و وقایع همان طور که اتفاق افتاده، روایت شده اند. من گرچه قبلا قسمت های آغازین را خوانده بودم ولی این قسمت های بعدی را تازه خواندم و کیف کردم. مخصوص آن بخش هایی که مربوط به دایکندی است.
موفق باشید.
...
written by WoodsTessa35, July 31, 2010
People deserve wealthy life time and business loans or just financial loan can make it better. Because freedom relies on money.

نظر بدهید
quote
bold
italicize
underline
strike
url
image
quote
quote
smile
wink
laugh
grin
angry
sad
shocked
cool
tongue
kiss
cry
کوچکتر | بزرگتر

busy