سلام

در جستجوی عدالت

ما 8 مهمان  آنلاین داریم.
Content View Hits : 62794
حقوق بشر در مذاهب اسلامی (2) Print E-mail
Friday, 08 January 2010 22:21

 شمس الدین الکیلانی. ترجمه : محمد هدایت

 

در این مقال مراحل مختلف تطور  حقوق بشر در اسلام و جایگاه آن در نزد مذاهب اسلامی ، به شرح زیر باز خوانی می شود:

حقوق بشر در عصر نبوی وخلفای راشدین

یکی از مشکلات امروزی ما این است که نمی توانیم به شکل درست و روشن، بدون آنکه مذاهب را در نظر بگیریم، به مساله حقوق بشر در قرآن، تجربه نبوی و خلفای راشدین بپردازیم. بدون شک ما برای اینکه بتوانیم به این موضوع بپردازیم ، باید به اصل اسلام، پیش از آنکه دچار اختلاف و پراکندگی در میان مذاهب شود وپیش از آنکه دچار تفریع و تبویب، انگونه که امروزه وجود دارد، شود، بازگردیم. فروعات وابوابی که بعد از دو قرن اسلام، بدانها مبتلا شد و در زمان پیامبر وخلفای راشدین وجود نداشتند.

هنگامی که تجربه نبوی در مدینه به پایان رسید و زمان تجربه خلفای چهارگانه – کسانیکه تردیدی در جایگاه شایسته آنان در تکوین اندیشه اسلامی وجود ندارد- به فرجام رسید، مسلمانان همواره خود را در مدینه فاضله ای احساس می کردند که به وسیله پیامبر و خلفای راشدین بنیاد گذاشته شده بود واین دوره دارای ویژگی های خاص خود بود.[1]  بنا براین باید تاریخ اندیشه اسلامی و تطور حقوق بشر در آن  را به دو دوره کاملا جدا و متمایز تقسیم بندی کنیم؛ دوره ای که در آن قرآن به وسیله شخص پیامبر قرائت می شد و تجربه ایشان به شکل زنده در میان مسلمانان جریان داشت و بعد از ایشان به وسیله خلفای چهارگانه استمرار یافت  و در  این دوره با تمام رمز و رازش، گفتمان وحی به شکل باز مورد تفسیر قرار می گرفت و هنوز قرآن به شکل مصحف و بسته در نیامده بود. دوره دوم  دوره ای است که در آن مذاهب سر بر می آورد و تفسیر های فقهی و کلامی رواج می یابد و دراین دوره هر کس گفتمان خاص خود را دارد و اسلام مورد تفسیر های گوناگون قرار می گیرد. بدین ترتیب حقوق بشر نیز مانند دیگر آموزه های اسلامی رنگ و بوی قرائت های مختلف مذاهب را به خود می گیرد و دیگر قرائت واحدی از آن وجود ندارد. بنا براین ما ناچاریم برای آنکه تصور واحد و مشترکی  از حقوق بشر در میان مذاهب  اسلامی به دست دهیم، آن را در پرتو اصول کلی  مورد بررسی قرا می دهیم که به نحوی مورد اهتمام تمام مذاهب قرار دارند. گرچه می دانیم که هریک از مذاهب طبل خود را می زند و قرائت های خاص خود را از این اصول دارند. در این راستا وقتی ما متون اولیه اسلامی از قبیل قرآن، احادیث نبوی و مفاهیم نخستینی که نزدیک به عصر خلفای راشدین است، را  مورد مقایسه قرا ر می دهیم، در می یابیم که همه آنها اهتمام عمیق به انسان، حقوق بشر و عظمت انسان در دایره خلقت دارند و همواره بر ارزشهایی چون عدالت، برابری و برادری تا کید می کنند. اینها همان مفاهیم و آموزه هایی اند که اصول و ریشه های اصلی حقوق بشر معاصر را تشکیل می دهند. اینک آن اصول کلی را که می توانند مبنای حقوق بشر در اسلام قرار گیرند، به طور مختصر شرح می دهیم:

1 – کرامت انسان در میثاق ازلی:

درقرآن مفهومی وجود دارد که برمبنای آن انسان در یک قرارداد متافیزیکی در ازل با خداوند پیمان بسته است که از خداوند اطاعت کند. درست معادل زمینی آن را می توان در قرارداد اجتماعی روسو، مشاهده کرد. در قرارداد روز الست، انسان ها همه به وحدانیت خداوند اقرار می کنند، چنانکه خداوند این داستان را اینگونه یاد آوری می کند: « » [2]

محور اصلی این پیمان ، اقرار انسان و شهادت به وحدانیت خداوند ورسالت پیامبر اسلام است ومفهوم این شهادت این است که انسان آزادانه ملزم می گردد که هرگز از این پیمان برنگردد و همواره بدان ایمان داشته باشد. درپی این پیمان است که خداوند انسان را در مرتبه احسن التقویم[3] ارتقا می دهد و او را با صیغه مفرد مورد خطاب قرا ر می دهد ومی فرماید: : « ای انسان ( غافل) چه چیزی باعث شد که به خدای کریم و بزرگوار خود مغرور گشتی و نافرمانی اش کردی؟ آن خدایی که تورا از عدم به وجود آورد و به صورتی تمام و کامل بیاراست و حال آنکه می توانست  تورا به صورت غیر از این صورت زیبا نیز خلق کند. »[4] و نیز می فرماید: « آن خدایی که هر چیز را به نیکو ترین وجه خلقت کرد و آدمیان را نخست از خاک بیافرید، آنگاه خلقت نژاد نوع بشر را از آب بی قدر ( نطفه بی مقدار) مقدر گردانید، سپس آن نطفه بیجان را نیکو بیاراست و از روح خود در آن دمید و شمارا دارای چشم وگوش وقلب وهوش گردانید، شما که بسیار اندک شکر وسپاسگزاری حق می کنید. » [5] در همین راستا وقتی قرآن می خواهد کرامت انسان را یاد آوری کند به مساله خلافت او در روی زمین می پردازد: « به یاد آر آن هنگام که پروردگار فرشتگان را فرمود: من در روی زمین خلیفه خواهم گماشت، آنها گفتند پروردگارا! آیاکسانی خواهی گماشت که در زمین فساد کنند وخون بریزند؟ وحال آنکه ما خود تورا تسبیح وتقدیس می کنیم. خداوند فرمود: من چیزی از اسرار خلقت بشر می دانم که شما نمی دانید.»[6] در واقع خلافت انسان در روی زمین، مقام اورا تا شهروندی دولت شهر خداوند [7] ارتقا می دهد انسان را به مثابه عصاره هستی، حقیقت وجود وواسطه جهان غیب وشهادت معرفی می کند. [8] قرآن هم چنین می فرماید: « وخدای عالم همه اسماء را به آدم تعلیم داد ...» [9] خداوند حتی پا را از این هم فرا تر می نهد و انسان را موجودی می داند که از روح خداوند در وجودش نهاده شده و حتی تا مقام خدایی بالا می برد، زیرا به همه موجودات دستور می دهد که انسان را سجده و بدین ترتیب اورا تعظیم کنند: « و آنگاه که خداوند به فرشتگان فرمود: من بشری از ماده گل ولای کهنه و متغیر خلق خواهم کرد، پس چون آن عنصر را معتل بیارایم ودر آن از روح خویش بدمم، همه بر او سجد ه کنید. » [10] همچنین خداوند انسان را به وسیله توبه از خطاها وگناهان وی نیز رهایی بخشیده است. بخشش گناهان ونجات انسان در اسلام،  بر خلاف مسیحیت که با واسطه های فراوان صورت می گیرد، بدون هیچ واسطه ای وتنها با یک توبه صورت می گیرد: « پس آدم از خدای خود کلماتی آموخت که موجب پذیرفتن توبه او گردید ، زیرا خدا مهربان و توبه پذیر است.» [11]

2 – حق حیات:

حق حیات یکی از چیزی هایی است که خداوند بدان انسان را کرامت بخشیده است واین مساله در آنجا منعکس می شود که خداوند به حمایت از روح بشری می فرماید: « بدین سبب بر بنی اسراییل چنین حکم کردیم که هرکسی نفسی را بدون حق قصاص  ویا بدون آنکه فساد و فتنه ای در روی زمین کند به قتل برساند، مثل آن باشد که همه مردم را کشته است ...» [12] در حدیث نیز آمده است که : « اگر انسانی در مشرق کشته شود ودیگری در مغرب بدان راضی گردد، در قتل  وی شریک است.» [13] اسلام همانگونه که انتحار را حرام کرده است، پیشگیری وقتل جنین را نیز حرام کرده است. [14] به همین خاطر است که در اسلام در راستای حمایت از نفس انسان، در مساله قصاص هر یک از اعضا را در برابر عضو تلف شده قرار داده است: « ودر تورات بر بنی اسراییل حکم کردیم که نفس را در مقابل نفس قصاص کنند وچشم را در مقابل چشم وبینی را دربرابر بینی وگوش را در مقابل گوش ودندان را در برابر دندان ... » [15] واسلام اهتمام خاص به جسد انسان قایل شده است؛ بخاری در حدیث آورده است: « برای نفست بر توحقی است ونیز برای جسدت حقی دیگری است برتو.» [16]

 

3 – شورا وآزادی رای در اسلام:

معادل زمینی  آن پیمان ومیثاق ازلی که در قرآن آمده است، بدون شک ، مقوله « شورا» است که در اسلام بسیار روی آن تاکید شده است، شورا در اسلام به مثابه فریضه شرعی بر همه امت اسلامی ، اعم از حاکم ورعیت ودولت وجامعه ودر تمام شئون زندگی انسان،  واجب گردیده است. [17] خداوند پیامبرش را مخاطب قرار داده وفرموده است: « ...واگر تند خو و سخت دل بودی، مردم از گرد تو متفرق می شدند، پس چون امت از روی نادانی در باره تو بد کنند، از آنان در گذر واز خدا برای آنان طلب آمرزش کن وبرای دلجویی از آنها، با ایشان در باره جنگ مشورت کن ... » [18] مساله شورا در اسلام، چنان مهم تلقی شده است که همه افراد جامعه را در برابر هم مسول دانسته است، در حدیث شریف نیز آمده است که : « همه شما چوپان و همه شما مسئول در برابر رعیت تان هستید.»

4 – حق معارضه وآزادی رای:

امر به معروف ونهی از منکر از مهم ترین فرایض دینی در اسلام است وتحقق این امر بستگی به آزادی رای وعقیده دارد. خداوند می گوید: « باید درمیان شما کسانی باشند که به سوی خیر ونیکی دعوت کنند وامر به معروف ونهی از منکر کنند.» [19] برهمین اساس « ابن تیمیه» نیز می گوید: «اصلاح زندگی مردم در اطاعت از خداوند ورسول او است. این اصلاح کامل نمی شود، مگر با امر به معروف ونهی از منکر.»[20]

وبه گفته یکی از محققان مسلمان، هدف از امربه معروف ونهی ازمنکر این است که عده ای خودرا وقف خیر وعدالت کنند. [21]  خلیفه اول در حدیثی از پیامبر نقل می کند که می گفت : « وقتی کسی منکری را می بیند ودر پی تغییر آن بر نمی آید ، خداوند خود اورا نیز مبتلا به همان منکر می کند. » [22]  در حدیث شریف دیگر نیز آمده است: « هر که از شما منکری را ببیند ، اگر نتواند اقدام عملی کند، باید با زبان تذکر دهد واگربا زبان هم نتوانست باید در قلبش  از آن بیزاری بجوید والبته این آخرین وضعیف ترین مرحله ایمان است. » [23]  خلیفه دوم نیز زمانی گفت : « ای مرد م ! هرکس در من کژی دید، باید خود آن را راست گرداند. دراین هنگام مردی به سوی او آمد وگفت : اگر در تو کژی دیدیم با شمشیر آن را راست خواهیم کرد. عمر گفت: خدارا سپاس که در امت من کسی یافت می شود که در برابر کژی عمر با شمشیر قیام می کند.»[24]

5 – حق برابری :

دراندیشه اسلامی، برابری وبرادری انسانها به مثابه یک قاعده ذهنی واخلاقی ، از ضروریات دینی به شمار می رود. لذا در آموزه های قرآنی، تفاخر به نژاد ، جنس، ملیت، رنگ و ... به شدت رد شده است، وتنها میزان تفاخر رشد وتعالی اخلاقی واعمال نیک دانسته شده است: « ای مردم ما شمارا از یک مرد واز یک زن آفریدیم  وشمارا شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید. همانا گرامی ترین شما در نزد خداوند کسی است که با تقواتر از دیگران باشد.» [25] ونیز فرمود: « خداوند شما را از نفس واحد آفرید.»[26] پیامبر اسلام در آخرین خطبه اش    فرمود: «ای مردم! خدای شما واحد و پدر شما نیز واحد است، همه شما از آدم وآدم از خاک است. همانا گرامی ترین شما در نزد خداوند با تقواترین شما است. هیچ فضل وبرتری برای عرب برعجم نیست، مگر برتری در تقوا.» [27]  وحتی پیامبر در انسانیت هیچ تفاوتی میان خود ودیگران نمی بیند: « ای پیامبر بگو! من بشری مثل شما هستم.»[28] پیامبر خود نیز به فردی که اورا چون پادشاهان تعظیم کرده بود، فرمود: « وای بر تو، من پادشاه نیستم، من فرزند زنی از قریش هستم که  قدید (گوشت خشک شده)  می خورد.» [29]

6- اسلام و تشویق بر آزاد سازی بردگان:

با توجه به اصل مساوات وبرابری، اصل دیگری که در این راستا مطرح است، اصل آزادی است. این اصل در سخنی از عمر بسیار روشن آمده است که می گفت: « زمانی که مردمان را به بردگی می کشانید، بدانید که زمانی که مادران شان آنها را به دنیا آوردند، آزاد بودند.»

علی رغم اینکه در اسلام ما  دستوری در باره تحریم بردگی نداریم، ولی در مقابل متونی بسیاری وجود دارد که به آزاد سازی بردگان تشویق می کنند و در قرآن نیز آمده است که بنده آزاد کردن در راه خدا همه خطاهای انسان را پا ک می گرداند: « و چگونه می توان دانست که آن عقبه چیست؟ آن بنده آزاد کردن درراه خدا است.» [30]  از سوی دیگر می بینیم که در اسلام تنها راه آزاد کردن برده ، جنگ دانسته شده است که خود مربوط به روابط بین المللی آن زمان می شود. همچنین مسلمانان توصیه به حسن معامله با آنها شده است ودر حدیث از پیامبر نقل شده است که گفت: «آنها برادران شما هستند پس آنهارا بپوشانید و لباس بدهید و اطعام شا ن کنید.»[31]  و در آیه ای از قرآن کریم ، به انسانها انذار شده است که : « ما اراده کرده ایم که کسانی را که در زمین به استضعاف کشانده شده اند، امام قرار دهیم وآنهارا وارثان زمین قراردهیم.»[32]

7 – حقوق زن در اسلام:

به لحاظ هستی شناسی، قرآن بر وحدت و یگانگی زن ومرد تاکید می کند: « ای مردم! از خدای تان بترسید از خدای خود، خدایی که شمارا از یکتن  بیافرید و هم از آن جفت آن را خلق کرد واز آن دوتن خلق بسیار در اطراف عالم از مردو زن برانگیخت.»[33] 

قرآن زنده به گور کردن دختران را حرام اعلام کرد و برای زنان حقوق قانونی از قبیل ارث و حق طلاق اعطا کرد، در حالیکه در غرب تا قرن نوزدهم، زنان از چنین حقوقی برخور دار نبودند. [34] بی شک چنین ره آوردی از سوی اسلام برای زنان با توجه به آن زمان، کار بس عظیم به حساب می آمد. براساس برخی از نظریات، از جمله نظریه « روژه گارودی» ،  حتی اسلام حجاب را برهمه زنان مسلمان واجب نکرده است، بلکه تنها برای زنان پیامبر واجب کرده بود وحجاب به این شکل که امروزه در اسلام وجود دارد از رسوم ایران قدیم و مسیحیت بوده است که وارد اسلام گردید. [35]  حتی مساله تعدد زوجات قبل از اسلام به شکل بسیار وسیع وبدون هیچگونه قید وشرطی ، شایع بوده و تنها مربوط به دین اسلام نمی شود، مثلا گفته شده است که « سلیمان پیامبر» هفتصد زن داشته است.[36]  اسلام گرچه این مساله را مورد تایید قرار داده است ولی قیود وشروطی گذاشته است که دامنه آن را بسیار محدود می کند، مثلا اسلام بیشتر از چهار زن را جایزنمی داند و مهم تراز همه اینکه  عدالت را در این موضوع شرط اساسی می داند که تقریبا موضوع را به کلی منتفی می سازد: « پس اگر از عدم عدالت در میان زنان، خوف داشتید ونامطمین بودید، یک زن را اختیار کنید، نه بیشتر.» [37]

8 – آزادی اعتقادات دینی در اسلام:

قرآن مساله توحید در ادیان را مطرح می کند و آن را خط نجاتی می داند که تمام ادیان در آن مشترکند. دراین نگاه واژه اسلام و مسلمان تنها مربوط به اسلام اصطلاحی نمی شود، بلکه هرکسی که تسلیم دین توحیدی است، مسلمان به شمار می رود واین اذعان به دیگری واشتراک در منبع وحی که در اسلام پذیرفته شده است، موجب تسامح دینی می شود ، چنانکه در قرآن آمد ه است: « بگو که ما مسلمین ایمان به خدا آورده ایم ، وبه آن کتابی که بر پیامبر ما فرستادند و به آنچه بر پیامبران گذشته چون ابراهیم واسماعیل واسحاق ویعقوب و فرزندان او موسی و عیسی فرستادند و به همه آنچه بر پیغمبران از جانب خدا آوردند، عقیده مند هستیم. » [38] به همین خاطر، از نگاه قرآن کریم، اهل کتاب مجبور نیستند که اسلام را بپذیرند: « وشما مسلمانان با یهود ونصارا ومجوس که اهل کتابند، جزبه نیکوترین طریق، بحث ومجادله نکنید.» [39] و نیز می فرماید: « ای رسول ما! خلق را به حکمت وبرهان  وموعظه نیکو به راه خدا دعوت کن وبا بهترین روش با اهل جدل مناظره کن.» [40]

اسلام برای اهل کتاب که جزء اقلیت های دینی آن زمان به شمار می رفتند، حقوقی را به رسمیت که شناخت که مهم ترین آنها حق انجام شعایر مذهبی و حق تنظیم روابط  اجتماعی در میان خودشان ، مانند احوال شخصیه و... بود که همه آنها بیانگر روح تسامح و تساهل در اسلام است. حتی در این رابطه حدیثی از پیامبر نقل شده است که فرمود: « هرکه یهودی یا مسیحیی را آزار دهد، من در روز قیامت با او دشمن خواهم بود.»

این حقوق نقاط روشن ودرخشانی است که اگر با حقوق شهروندی امروزی مقایسه شود، حتی ممکن است مورد انکار از سوی غرب قرار گیرد وانها باور نمی کنند ، چون همواره اندیشه های اسلامی در غرب با دیده شک وانکار مواجه بوده است.

یکی دیگر از اصول کلی اسلام ، حق عدالت  برای اقلیت های دینی ومذهبی در قضاوت است که البته همواره این مساله در قضاوت مطرح بوده است، خداوند می فرماید: « هنگامی که در میان مردم به قضاوت می پردازید، به عدالت حکم کنید.» [41]  ونیز می فرماید: «همانا خداوند به عدل واحسان امر می کند.»[42] در حالیکه عدالت مورد نظر اسلام ، منحصر به قضاوت و محاکم نمی شود، بلکه شامل تمام روابط میان انسانها از قبیل روابط خانوادگی و روابط میان حاکمان و شهروندان ، نیز می شود.

علی رغم آنکه این حقوقی که برشمرده شد، در دایره اطاعت انسانها از خداوند معنا می یابد و همچون تکالیف الهی  به شمار می روند ولی در واقع همین مفاهیم روابط اجتماعی انسانها را در زندگی واقعی تنظیم می کنند. و مفاهیمی چون عدالت، برابری، برادری و کرامت و...، چیزهایی اند که در روابط فرد و جامعه معنا پیدا می کنند و همین مفاهیم بنیاد های حقوقی و فقهی زندگی اجتماعی انسان را تشکیل می دهند.


[1] - محمد ارکون، الاسلام: الاخلاق والسیاسه، ص 127.

[2] - ، سوره اعراف ، آیه 172.

[3] - سوره تین ، ایه 4 .

[4] - سوره انفطار، آیات 6 – 8 .

[5] - سوره سجده ، آیات 7- 9 .

[6] - سوره بقره ، آیه 30.

[7] - خالد محمدخالد، انه الانسان؛ قاهره، دارالکتاب العربی ، ص 69.

[8] - عبدالرحمن بدوی، الانسان الکامل فی الاسلام، قاهره، 1950، ص 137.

[9] - سوره بقره، آیه 31.

[10] - سوره حجر، آیه های 28 و 29.

[11] - سوره بقره، آیه 37.

[12] - سوره مائده ، آیه 32.

[13] - محمودشلتوت، الاسلام عقیده وشریعه ، قاهره، دارالشروق، ص 346.

[14] - جمیل ، حقوق الانسان فی الوطن العربی ، ص 26 و 27.

[15] - سوره مائده ، آیه 45.

 

[16] - الجابری، الدیموقراطیه وحقوق الانسان، ص 209.

[17] - محمد عماره، الاسلام وحقوق الانسان : ضرورات لاحقوق ، سلسله عالم المعرفه ، شماره  89 ص 34.

[18] - سوره آل عمران ، آیه 159.

[19] - سوره آل

[20] - ابن تیمیه الحرانی ، اسیاسه الشرعیه فی اصلاح الراعی والرعیه، ص 65.

[21] - اسد، منهاج الاسلام فی الحکم، ص 70 .

[22] - همان ، ص 66 .

[23] - محمد سعید العشماوی ، الاسلام السیاسی ، قاهر، نشر سینا، 1989 ، ص 122.

[24] - جمیل ، حقوق الانسان فی الوطن العربی ، ص 25 .

[25] - سوره حجرات ، آیه 13.

[26] - سوره انعام ، آیه 98.

[27] - ابوعمراحمد ابن محمد ابن عبد ربه، العقد الفرید، شرح وترتیب : احمد امین ، قاهره ، کمیته ترجمه وتالیف ،  ج 4 ، ص 7.

[28] - سوره فصلت، آیه 6.

[29] - حقوق الانسان فی الاسلام: اول تقنین لمبادی الشریعه الاسلامیه فیما یتعلق بحقوق الانسان، ض 26.

[30] - سوره بلد، آیات 12 و13.

[31] - الجابری ، الدیموقراطیه وحقوق الانسان، ص 234.

[32] - سوره قصص، آیه 5.

[33] - سوره نسا، آیه 1.

[34] - کارین آرمسترونگ، الله والانسان علی امتداد 4000 سنه من ابراهیم الخلیل حتی العصر الحاضر ، ترجمه محمد الجوار، دمشق، دارالحصاد، 1996 ، ص 166.

[35] - روژه گارودی، الاسلام، ترجمه وجیه سعید، بیروت ، دار عطیه، 1996.

[36] - همان.

[37] - سوره نساء ، آیه 3.

[38] - سوره بقره، آیه 136.

[39] - سوره عنکبوت، آیه 46.

[40] - سوره نحل ، آیه 125.

[41] - سوره نساء ، آیه 58.

 

 - [42] سوره نحل ، آیه 90.

Trackback(0)
نظر (0)Add Comment

نظر بدهید
quote
bold
italicize
underline
strike
url
image
quote
quote
smile
wink
laugh
grin
angry
sad
shocked
cool
tongue
kiss
cry
کوچکتر | بزرگتر

busy