ابراهیم حسن زاده
بسیاری ازطلبه ها دنبال شغلهای دیگر رفته اند، آنان کم سوادند ؛ با یک شکم سیر شدن با دیانت خدا حافظی کرده اند و حتی از منتقدان سخت دین گردیده اند و از پشت کنند گان فرهنگ آبایی و از مروجان سکولاریسم و حتی مبلغ تقلید از آغاخان هستند. برخی از اینان چنان حریصند که حتی با حقوق چند هزار دلاری باز هم در صف شهریه سه هزار و پنج هزارتومان دیده شده اند.
گزارشی ازجاده هرات ، قندهار و کابل
پرده اول
محرم فرصتی برای نشر ایده های خوب و موقعیت استثنای برای تبلیغ دین خداست ، هموار ه این فرصتها را غنینت شمردم ، بر خلاف دیگران با هزینه کم از راه زمین عازم افغانستان شده ام آن قدر زیاد رفته ام که تقریبا بخش بزرگی از وطن را با تمام جزئیاتش آشنا شده ام ، این مسیر را در دوره سنگر بندی دولت دست نشانده شوروی سابق و مجاهدان و طالب و ربانی و غیرو ... ازمیان صد ها حادثه جنگی و در حال جنگ ازمیان طرف های در گیر عبور کرده ام، خطر ها را برجان خریدم .
قبول نموده ام که برای خدا خدمات ناقابلم را به مردمم تقدیم نمایم ، در ضمن ننگ هم ندارم که صدقه قوم را با خرسندی قبول کنم ، ولی متآسفانه تا هنوز یک ثروتمند هزاره با غیرت پیدا نشده است که چنین خطر را بپذیرد؛ اما عناصر غیر هزارگی حتی یک چهارم زمان تحصیل ما در حوزه سپری نکرده اند ولی آنان به افغانستان با طیاره رفت و آمد می کنند. حتی سفر های تبلیغی در آلمان و لندن و آمریکا و غیر و ... دارند، حتی گاهی به من نیشخند تلخ هم می زنند.
در دنیا که ما در برزخ انسان سنتی و مدرن زندگی می کنیم زندگی مشکلات خود را تحمیل می کند. به همین دلیل بسیاری ازطلبه ها دنبال شغلهای دیگر رفته اند، آنان کم سوادند ؛ با یک شکم سیر شدن با دیانت خدا حافظی کرده اند و حتی از منتقدان سخت دین گردیده اند و از پشت کنند گان فرهنگ آبایی و از مروجان سکولاریسم و حتی مبلغ تقلید از آغاخان هستند. برخی از اینان چنان حریصند که حتی با حقوق چند هزار دلاری باز هم در صف شهریه سه هزار و پنج هزارتومان دیده شده است.
ازطرف دیگر معتقدم مذهب تشیع پالایش شود و از خرافات و مدیریت سنتی رهای یابد. کار آمدی تشیع بیرون شدن از شیوه سنتی نا کار آمد و تن دادن به مدیریت سیستمی و معقول با ابزار مدرن است ، بس. اصلاح معنویت تنها و دنیای تنها شدنی است ولی هنگامی که معنویت طلبی با دنیا طلبی گره می خورد، اصلاح کردنش شبیه به محال است. از همین رو فرقه های ضاله در اسلام بیشتر از سایر ادیان ابراهیمی پدید آمده است.
چرا این گونه اندیشدن هزینه دارد. از بزرگان دینی و متولیان سنتی دین انتقاد کردن هزینه دیگر ی دارد و اولین هزینه اش تحریم اقتصادی است.
بزرگ ترین انسان نو اندیش معاصر مانند آیت الله صانعی با چند فتوی که مطابق عقل و شرع داده است و او جاده نو آوری و درست اندیشدن را در جامعه علمی رواج داد . و جرئت بیرون رفتن از تقلید قدما را به نسل بعد از خودش یاد داد. ولی به خاطر این جرم مر جعیت و صلاحیت او را زیر سئوال بردند.
پرده دوم
در مرز بر خلاف گذشته ها روز جمعه رسیدم ، مرز خلوت بود ، بسیار زود از مرز ایران خارج شدیم و به افغانستان رسیدم . اولین تغییر ساختمان گمرگی است و به خصوص اداره گذر نامه که مهر خروج و ورود را می زند. ساختمان آن دارای تمام خدمات قابل قبول مانند کشور همسایه است ولی ماموران بازهم به کتاب حساسند. ولی آدم ها همان آدم های بی رحم و فاسد هستند. در مرز کسانی بی دفاع هستند و قادر نیستند که صدای شان به جای برسانند ، چنین افراد مورد شکار مرزبانان ادراه پاسپورت قرار می گیرند ، ماموران و مامور مبارزه با جعل اسناد به بهانه تذکره ، جعلی بودن ویزا و پاسپورت مبلغ ده هزار تا پنجاه هزار تومان دریافت می کنند. چون مسافران وقت چانه زنی ندارند ، می خواهند که برای یکبار از جهنم آباد خارج شوند، در مقابل خواسته آنان بدون مقاومت تسلیم می شوند . هرچند ماموران در گذشته با هزار تومان راضی می شدند ولی بعد ازوعده مبارزه دولت با فساد مآموران اداره پاسپورت تشنه تر از گذشته به جان مردم چسپیده اند، این عجایب سالها با مردم افغانستان همراه شده اند. یعنی پست دولتی به خصوص پستهای گمرگی و امنیت و پولیس و غیر.. به جای خدمات سالم به منبع در آمد تبدیل شده است . هرچند عناصر پاک انسانی است که حلال و حرام را در زندگی شان رعایت می کنند ولی اکثریت با هر قیمتی چه از جیب مردم و چه از بیت المال خود را غنی می سازند ولی این ثروت تعداد کارمندان دولت مساوی با فقر اکثریت مردم وطن است. یعنی این کار از نظر عمق جنایت کمتر از قتل عام مردم نیست ، قتل عام که خاموش است که صدایش را کسی نمی شنود ولی آزارش بسیار شدید است.
هنوز مسافران شکار هراتیها است و هنوز یک قاعده برای مسافرکشی وضع نشده که حقوق مسافران و راننده رعایت شود . رد مرزی ها به وسیله اینان لخت می شوند، این یک تراژدی که دیگر هیچکسی غصه اش را تا هنوز نخورده است.
در هرات برای تکیت کابل به سراغ بلیط فروشیها می روم ؛ بلیط سه نرخ دارد: 800، 700 و 600 افغانی. یعنی رقم اول اتوبس های که مسافر را شب به کابل می رساند ولی یک دروغ برای فریب مسافران است . صبح که به مکان سوار شدن رفتیم ، متوجه شدم تمام مسافران با تکیتهای مختلف سوار یک اتوبس شدند، کسی نیست از اختلاف قیمت فاحش و حقوق مسافران باز خواست کنند ، و در داخل اتوبوس خدماتی هم وجود ندارد . در ضمن شاگردان اتوبوس ها از بار های مسافران کرایه بیش از ارزش آن می گریند . این صحنه نهایت ظلم و بی رحمی را نشان می دهد و انصاف برای همیشه در افغانستان دفن شده است. داخل اتوبوسها در نهایت آلوده و کثیف است ولی همین فضای اتوبوس به خاطر بد نگهداری اتوبوس و بوی بدن همشهریهایمان که به خاطر خرابی بهداشت و عدم دسترسی آنان به حمام و استحمام و شستشو غیر قابل تحمل و آزار دهنده است ولی سیگار کشیدن مسافران اضافه می شود. برخلاف وعده ترانسپورتی ها اکثر اتوبوسها شب را در راه می ماند، به جزءیک یا دو اتوبوس از شرکت احمد شاه ابدالی به خاطر حفظ همان شهرت و مشتری خود را به کابل می رساند.
پرده سوم
هر مسافر اولین حضور طالبان را در شب احساس می کند، چون آنتن تلفنها از محدوده دل آرام تا نزدیک کابل از ساعت پنج بعد از ظهر تا شش صبح قطع می شود. یعنی تمام مناطق پشتون نشین شبانه از تلفن محروم است. این سکوت فراگیر سیطره شوم و وحشتناک طالبان را در ذهن مردم زنده می کند.
یاد روز های که حتی خاطره اش هم تلخ است. طالبان از دلآرام تا میدان شهر پلها را خراب نموده است، در برخی مناطق قیر های جاده را به وسیله ابزار انفجار کنده است و قلب جاده تکه تکه شده و زخم دلخراش بر داشته که خاطره های کشنده گذشته را زنده می کند. ده چرخها ولاریها بارکش مثل دوره حکومت کمونیستی صف کشیده، قطار طولانی را تشکیل داده که گاهی تایک کیلو متر درازیشان است و نیروی خارجی و داخلی از آنان محافظت می کنند . نیروی خارجی در سالهای اول و دوم ورود شان با افغانها لبخند می زدند و تهدیدی به جانشان احساس نمی کردند. ولی امروز چشمان نافذ شان هرتحرک را کنترل می کنند و دست از ماشه نمی کشند،به همه کس بدگمانند، ترس تمام وجود شان پوشانیده است؛ جان شیرین است، برای غربی ها شرین تر. برخلاف گذشته پشتون دهان خود را مهر زده اند، نه در اتوبوس و نه در بازار از حکومت کرزای و آمریکای بد و بیراه نمی گویند، دیگر از جهاد وفساد حرف نمی زنند. این امر نشان می دهد که عملیات علیه طالبان شدید است. نیروی های جدید خارجی و امکانات شان در حال عبور دیده می شود، فقط پشتون ها با بغض و نفرت نظاره می کنند.
ساعت پنج بعد از ظهر به نزدیکیهای موقورغزنی رسدیم و لی اتوبوسها از حرکت باز ماند و اعتراض مسافران کا رگر نشد ؛ جمعیت مثل مورچه در سالن مسافر خانه در کنار هم دیگر نشستند و صاحب هتل با سیاست تند روانه مسافران را تهدید می کرد و گاهی هم دلداری می داد. او مسافران را یک به یک چک می کرد، گویا سازمان جاسوسی خاد ویا طالبان است. غرور پشتونی را به رخ عابران می کشید . در مناطق پشتون همه چیز و نرخ خدمات برای مسافر دو برابر کابل و مزار شریف است . این هم از بی رحمی و روحیه غارتگری پشتونها نشئت می گیرد. در این سفر تصمیم گرفتم در برگشت چند روز در قند هار بمانم ، تا با طالبان مذاکره کنم و حدیث رسولخدا به گوش شان بخوانم . همیشه در سفرم از این ماجرا ها ثبت است. طالبان با کدام منطق راه مسلمانان را خراب می کنند و با کدام دلیل فقهی دست به چنین جنایات می زنند، چون جاده و پلها مال عموم مردم و متعلق به ملت افغانستان است . جهاد در راه خدا نباید به چنین نا روائی قاطی شود . جهاد نتیجه آن کشتار غیر نظامی و صدمه زدن به مال مسلمانان و بیت المال باشد، دیگر جهاد نیست، بلکه جهاد در راه شیطان است.
حدیث معتبر از طریق اهل سنت و تشیع در مورد آداب چنگ چنین است.
کان رسول الله اذا اراد ان یبعث سریة فاجلسهم بین یدیه ثم یقول سیروا بسم الله و بالله و فی سبیل الله علی رسول الله لاتغلوا و لا تمثلواو لا تغدروا و لا تقتل شیخا کبیرا و لا صبیا و لا امرئة و لا تقعطوا شجرة الا ان تضطروا الیها.
فی حدیث آخر کان رسول الله اذا بعث امیرا علی سریة امره بتقوی الله عزو جل فی خاصة نفسه ثم فی اصحابه عامة ثم یقول اغزوا بسم الله و فی سبیل الله قاتلواهم من کفر بالله لاتغدروا و لاتغلوا لاتمثلوا و لاتقتلوا ولیدا و متنبلا فی شاهق ولا تحرقوا النخل و لاتغزوا بالماء و لاتقتطعوا شجرة مثمرة و لاتحرقوا زرعا لانکم لاتدرون لعلکم تحتاجون الیه ولاتقعروا من البهایم مما یؤکل لحمه ( کلینی ج 5/25 )
مضمون این دوحدیث این می شود ، که پیامبر به فرماندهان و جنگوجویان چنین دستور داده است . بنام خدا و در پناه خدا بروید ولی درراه خدا با کسانی که کافرند جنگ کنید ولی در جنگ خیانت نکنید و پیمان شکنی نکنید وکشته شدگان را مثله نکنید چون جنازه انسان دارای احترام است. پیرمردان و زنان و کودکان را نکشید ، دانشمندان و کسانی در جامعه دارای مقام معنوی شامخ و بلندند نکشید مردم را به آب غرق نکنید و با رها کردن آب در جایگاه و محل سکونتشان ویا با تحریم آب با آنان جنگ نکنید و درختان مثمر و غیرمثمر و نخلها را قطع نکنید و آتش نزنید و مزرعه مردم را به آتش نکشید . حیوانات که گوشت شان خورده می شود ازبین نبرید، اینها از اموری است که انسان به آن احتیاج دارد و شما هم به آن محتاج می شوید. پس حفظ و نگهداری ومنابع تامین کننده حیات انسانی و رفاه جامعه انسانی در جنگ برجنگوجویان مانند خود جهاد واجب است.
این عمل طالبان مانند تخریب پل و تخریب قیر جاده و کشتن غیر نظامی و آنهم مسلمان و حریق اموال عمومی و خصوصی از مصداق جنایت جنگی است.
در قندهاریک روز ماندم به افراد غیر نظامی که در گذشته در نزد طالبان محبوبیت داشتند مراجعه کردم و از نیت خود آنان را آگاه ساختم ، در جوابم گفتند: مقامات گذشته طالبان را که شما در گذشته ملاقات کرده اید در منطقه وجود ندارند ؛ اکثر فرماندهان طالبان پاکستانی و خارجی است ما می توانیم شما را در مرکز فرماندهی شان ببریم ولی ضمانت جان شما را نمی توانیم. چون آنان هرکسی به مجرد سوء ظن جاسوسی کشته است و هرمقدار در قندهار تلاش کردم که درمورد سلامت برگشتنم یک اشاره از طالبان به دست بیاورم ولی نتوانستم. سر انجام به این نتیجه رسیدم اکثر قریه جات به دست طالبان است و طالبا ن از روستاها و افراد غیر نظامی به عنوان سپر استفاده می کنند ولی این امر از نظر فعالان سیاسی کشور پوشیده مانده است ولی مبارزه با طالبان با چنین وضعیت خود کشتار غیر نظامی در پی دارد طالبان و اهالی محل در کشتار غیر نظامیان هم شریکند و جالب تر همین اهالی محل در برگشت و در موقعیت صلح سربازن اردوی ملی و پولیس را فریب می دهند با خیانت دستگیر می کنند و آنان را از قفا گردن می زنند. این جنایت از نظر آژانس خبری مخفی مانده است. در یک کلام تمام قریه های پشتون نشین طالب واز همکاران طالبان است در این جنگ اهالی قریه ها نیز مجرم به کتمان حقیقت و پناه دادن طالبان است غیر مستقیم قومیت پشتون مرتکب جنایت جنگی است.. این روحیه از انحصار قدرت در پشتون و با تعصب فرقه ی نژادی و مذهبی بر آمده است. تنها راه حل همانطور که پشتون با ارعاب و ترس و خشونت 250 سال حکومت کرده است و با زور ممکن است که پشتونها را به مدنیت آشنا کرد. این مردم در مقابل زور زودتر تسلیم می شوند. تا با مذاکره وعقلانیت.
پرده آخر
دولت با رهبری کرزای دنبال مصالحه با طالبان است؛ آیا این امر تحقق خارجی خواهد یافت؟ حیات طالبان با مدارا دولت کرزای و حلقات منطقه ی بستگی دارد و این سئوال وجود دارد که پاکستان از استراژی گذشه خود دست کشیده است و عربستان در سیاست خارجی خود تغییر ایجاد کرده است . اگر جواب مثبت باشد و صلح و مذاکره در مسیر واقعی خود هدایت شده و چشم انداز آن روشن است. اگر جواب منفی باشد درین صورت در حقیقت یک بازی برای کم کردن فشار از طالبان خواهدبود ، در حقیقت زمان کشی در جهت نجات طالبان است.
این احتمال دارد که پشتونها در محاسبه خود به این نتیجه رسیده اند که مناطق جنوبی و شرقی کشور نا آرام است، در نا آرامی و جنگ پشتون ها صدمه دیده است، علی رغمی که 80 در صد منابع باز سازی و اعمار افغاانستان به این مناطق اختصاص یافته است ، در ضمن از سوی آقای کرزای به بهانه ترک کشت تریاک به آنان کمک نقدی شد و گاهی تحت کمیته صلح و آشتی دلالان سیاسی پشتون وموی سفیدان قوم پشتون باج دریافت می کنند و این بار کرزای می خواهد به هر پشتون کمک نقدی کنند، چون هر پشتون طالب است و چون جنگ صدمات خود را دارد. این خسارت بیشتر از حاتم بخشی آقای کرزای است. و لذا حلقات سیاسی پشتون تصمیم گرفته است دریک مصالحه به طالبان آبروی کمای کنند و هم انحصار قدرت پشتونی را از گذشته قوی تر کنند وهم خود را با معیارهای جدید هماهنگ کنند، این یک اجماع پشتونی باشد بازهم قابل پیش بینی است. ولی یک سوال باقی مانده است. آیا طالبان به این عقلانیت رسیده است.
احتمال سوم این سیاست از سوی دولت کرزای سیاست دلسوزانه قومی است ولی ازسوی طالبان و حکمتیار یک وسیله جدید برای سرنگونی دولت برخواسته از توافق بن است، چنانچه حکمتیار با آمدن خود در کنار ربانی موجب سقوط طالبان شد. با رفتن حکمتیار به شمال قوت های شمال را به نفع طالبان متلاشی کرد.
کلام اخر این است مذاکره و صلح بهتر از جنگ است نتیجه آن هرچه باشد . چون در صلح و گفت و گو خشونت کاهش می یابد. درین فرصت بازهم خدا به مردم افغانستان رحم می کند، نتیجه آن به نفع ملت باشد و هرچه پشتونها بافته است ، خدا آن را پنبه کرده، چنان خدا تا حال چنین کرده است چون سایرقومیتهای .ظرفیت خود را برای چنین رحمت خدا آماده کرده اند.