نقش شهيد مزاري (رض) در جان بخشيدن مستضعفان محكوم به اقليت!
چكيده
پرسش اين است ؛آيا هزاره ها دراقليتند؟اگر اقليت هستند از كدام سنخ و د ر چه طبقات اقليت قرار دارند؟ آسيب ها را به خاطر اقليت ديده اند و يا از بي تدبيري سياسي ؟ دراين گفتار ابتدا به معنا شناسي پرداخته ايم و سپس اقليت را دسته بندي نموده و خاستگاه اقليت را مورد بحث قرار داده ايم. باروشن شدن اين مطالب موقف و موقعيت اجتماعي و سياسي هزاره را تحليل نموده ايم و به علل و عوامل آسيب پذيري هزاره ها اشاره شده است و در نابودي هزاره ها اقليت بودن و بي تدبيري سياسي نقش همسان داشته اند و آنگاه نقش استاد شهيد در حيات سياسي هزاره و ساير اقوام محروم كشور به مقام يك احياگر و منجي شناخته مي شود.
كليد واژگان
مزاري ، اقليت ، آسيب، محروم ، احياگر، هزاره ، تدبير
مفاهيم: اقليت: Minority به جمعيت و گروهي كه داراي فرهنگ و زبان و مذهب و نژاد معيني هستند و دركشورهاي زندگي مي كنند كه اكثريت آن كشور داراي آن فرهنگ ، زبان ، مذهب و يا نژاد نيستند، از جنبه سياسي اقليتهاي قومي گاهي خود را به عنوان اقليتهاي ملي مطرح مي سازند و ادعا مي كنند كه داراي مليتي خاصند. و از اين رو در صدد كسب خود مختاري و كسب استقلال برمي آيند. آقابخشي،1383/420)
اقليت عبارتست، ازجمعيتي كه در مقايسه با گروه و يا جمعيتي از همگنان سياسي كه اصطلاحا بدان گروه هَموَزن ايدلو ژيك مي گيرند به لحاظ كميتي كمتر از نظر موقف پايين تر قرار گرفته است و سخن ساده تر نه تنها در علوم سياسي بلكه در كليه موارد اقليت به جمعيتي از مردم گفته مي شود كه از لحاظ تعداد كمتر از گروه مشابه خود باشند.(فرهيخته،1377/88)
اقليت گروهي از مردمند كه به هردليل نخستين قربانيان استبداد كشور ها و يا جامعه ي به شمار مي آيند كه اكثريتي آن را تشكيل داده و دولتي بر آن پايه استقرار يافته است، اقليتها مورد بي توجهي عمده ي قرار داشته و به دست فراموشي سپرده شده اند، اينها كساني هستند كه تاريخ آنها ثبت نگرديده وشرايط زندگي شان نا معلوم و آرزو هايشان درك نشده باقي مانده است كساني اند كه قرآن كريم بر حسب ظاهرمستضعفان زمين خطابشان كرده است.
وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الأرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (الانفال/٢٦)
و به ياد آوريد زماني را هنگامي را كه شمار اندك، كوچك و زبون در ميان دشمنان بسيار در روي زمين بوديد; از مردمي به خود ترسان بوديد شما را بربايند! و ازبين ببرند ولي او شما را پناه داد; و با ياري خود شما را تقويت كرد; و به شما روزي پاكيزه! و بهشتي داد ، شايد شكرانه نعمتهاي او را بجا آوريد!( كتاني،1383/29)
از مجموع اين تعاريف در مي آيد كه عناصر تشكيل دهنده اقليت چند چيز است 1- مقداري: تعداد اين گروه كمتر از گروه اكثريت است. 2- اقليت از گروه اكثريت اساسا متمايز هستند،زبان، مذهب وقوميتشان غير از گروه اكثريتند. 3- اين گروه مورد ستم و تبعيض از سوي اكثريت قرار گرفته اند.
طبقات اقليت
جامعه شناسان اقليتها را در جوامع به سه دسته تقسيم كرده اند. 1 سياسي 2- مذهبي 3- نژادي و قومي.
سياسي.:اكثر جامعه شناسان معتقدند در مسايل سياسي و ايدلوژيكي مسئله اقليت در مقايسه اكثريت امري نسبي است كه ماهيتا هرگز استا نيست ، بلكه اقليت سياسي در تاثير و حركت عمومي و ايده آلها جامعه و همچنين سليقه ها و انواع زندگيهاي اقتصادي دايما در تغيير مي باشند . اگر روزي تشكيل اقليت داده اند، روزي ديگر به دليل حركت انديشه ها سياسي در جامعه ممكن است، خود تبديل به اكثريت شوند. اين حركت اقليت و اكثريت در نظام سياسي داراي نظام انتخاباتي و تفكيك قُوي است به طور سيال به وجود مي آيند ولي در عين حال بي تاثير از مسايل قومي و مذهبي و تاريخي هم نيست .ولي داراي لايه هاي مختلف است
مذهبي:اقليتهاي مذهبي رو به تكامل نيستند و آنچنان بطي التغييراست كه هميشه ايستا به نظر مي رسد. هر چند در گذشته حكومتهاي استبدادي در تغيير مذهب قوميتها تا حدودي موفق بوده اند؛ هرچند روسيه سياست استحاله فرهنگي و اضمحلال و نسل كشي و پاكسازي قومي را عليه قوميتهاي مسلمان شوري سابق وخصوصا عليه تاتارهاي جزيره كريمه اعمال كرد و چينيها سياست استحاله فرهنگي را عليه اقوام مسلمان ايالت مسلمان نشين چين كار گرفت و تقريبا به استحاله فرهنگي و فيزيكي موفق شدند و حكومت پشتوني با سرآمد عبد الرحمان خان عليه هزاره ها در افغانستان سياست اضمحلال و نسل كشي و پاكسازي قومي و جابجايي جمعيت گسترده را استفاده كردند ، و چنانچه آرژانتين سياست استحاله فرهنگي و فرهنگ پذيري را عليه مسلمانان مهاجر به كار گرفت و مسلمانان بر اثر فشار غير قابل تحمل براي بقاي خود به تغيير ماهيت رو آوردند، حتي نام شان را عوض كردند. فقط در چند سال اخير مسلمانان آرژانتين آزادي اندكي را به دست آوردند ، همين فشار ها در هر ناحيه ي جهان برخي اقليتهاي مذهبي وديني را ازبين بردند ولي بازهم هويت در پنهاني براي بقا دست و پنجه نرم مي كند. چنانچه به واقعيتهاي روان شناسي اجتماعي اقليتها دقيقتر شويم ، در مي يابيم حتي در زير پوشش ظاهري يك فرهنگ پذيري كامل اقليتها از پيوند پنهان همبستگي و از شيوه هاي زيست و از زبان و مذهب و اسطوره شناسي سرزمين زاد و بوم و همچنين از نماد هاي تجسمي موسيقايي ادبي و لحظه هاي به ياد ماندني تاريخي و از جشنها و اعياد خود در برابر مظاهر فرهنگي كشور ميزبان پاسداري مي كنند(پي يرژرژ،1374/103).
قومي و نژادي : اقليت قومي و نژادي با مذهب عجين شده است چون اقليتهاي مذهبي ادعاي اقليت قومي و نژادي را هم دارند. شاخص امروزي آن قوم يهود و ارامنه در جهان مي باشند هرچند قوميت و اقوام موجب تمايز است نه نژاد.. قوميت همواره از ناحيه فرهنگ از سوي اكثريت تهديد مي شود.
مدل اساسي قوميت در انسان شناسي را مي توان به صورت زير خلاصه كرد، قوميت درباره افتراق فرهنگي است، چون قوميت اساسا به فرهنگ ارتباط دارد ولي ريشه در تعامل اجتماعي داشته تا حدي نتيجه آن است كه قوميت از فرهنگ ثابت تر يا غير متغير نيست . قوميت يك هويت اجتماعي است كه هم جمعي است و هم فردي و در تعامل اجتماعي تجلي بيروني مي يابد و درخود آگاهي شخصي دروني مي شود(مارتين بالمر،1381/170). از همين رو اقليتهاي قومي در سياست فرهنگ پذيري بيشتر استحاله شده است. حتي مسلمانان در جمعيت گسترده خود تحت تاثير فرهنگي غرب قرار گرفته است و در پوشش لباس بخش عظيم جمعيت شهر نشين كشورهاي مسلمان از غرب تقليد كرده اند و مشتاق فرهنگ نيمه برهنه اند.
خاستگاه ومنشأ تكوين اقليتها
عامل پديده اقليت درجهان سه نوع است
1- حاصل تهاجم گروه پيروز براي به دست آوردند سرزمين حاصل خيز و پناه بردند دسته هاي شكست خورده به مناطق كوهستاني وصعب العبور و برف گير ، موجب اقليت مي گردد.
.يكي ازسه عامل معتبر در تفكيك اقليتها ويا منشا تكويني آنان در ارتباط قرار دارد، ساده ترين مورد به جمعيتي مستقردر فضاي جغرافياي معين مربوط مي شود كه به سبب پديده تهاجم بيگانه در فضاي جغرافيا خود گردن مي نهد. از اين استقرار دو نتيجه حاصل مي شود:
1- كاهش شمار شكست يافتگان است آنان از اين رهگذر به وسيله جمعيت پيروز احاطه شده و در تنگنا قرار گرفته اند.
2- برتري ساختار سياسي ، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي بروني جمعيتي است كه به نارواي مدعي كسب وضعيتي برتر در چهار چوب فضاي است كه بيشتر در اشغال كساني بوده است كه هم اكنون به عنوان اقليتها تحت انقياد در شرايط فرودستي و اجتماعي و اقتصادي قرار دارند. مشخص ترين نمونه اشغال قاره آمريكا به وسيله جمعيت با منشأ اروپاي است كه موجب پيدايش اشكال گوناگون از اقليتهاي سرخ پوست شده است. جغرافياي انساني واحد هاي بزرگ كوهستاني شاهد گوياي بر اين مدعايند. قفقاز به اضافه ارمنستان ، سرزمين هاي كوهستاني واقع در خاورميانه و كوهساران سرزمين مغرب و كوهپايه هاي سربه فلك كشيده هزاره جات با سرماي سوزان و زمستان طولاني پناهگاه هزاره ها (پي ير ژرژ،1374/ 4).
2- اقليتهاي پراكنده و تاريخي. ودرعين حال داراي انسجام جهاني است و نمونه واقعي آن قوم يهود و ارامنه مي باشند.
3- كشور هاي غربي جمعيت انساني را به عنوان برده براي كار بردندكه در آغاز توسعه كشورهاي غربي وخصوصا آمريكا نياز به نيروي كار داشتند. با اين روش جمعيت سياه پوستان در غرب به وجود آمد و انتقال عناصر انساني براي تامين نيروي كار از مستعمره ها و جمعيت جوياي كار بعد از جنگ جهاني دوم و بازار كار نياز مند به كارگر و جمعيت پناهنده سياسي و آوارگان جنگ و اشغال؛ اقليت هاي آسياي و آفريقاي ومسلمان را در مغرب زمين پديد آورد..لكن توسعه در زمينه حقوق بشر و كنواسيونهاي بين المللي و خصوصا قانون اساسي اروپا و معاهده حقوق اقليت ها بخش از بد رفتاري وخشونت عليه اقليتها را مهار كرد ولكن تا عدالت راه زياد باقي مانده است، حتي در انگليس نزديك سه مليون مسلمان كه هشتاد در صد آن انگليسي به دنيا آمده اند ، تا هنوز مسلمانان انگليس نماينده ي در پارلمان انگليس ندارند يعني اين امر در باره اقليت ملي است كه غير از مهاجران و قانون مهاجرت است..
جايگاه هزاره ها
هزاره ها در افغانستان از نظر ديني اقليت شمرده نمي شوند، چون %90 از مردم افغانستان مسلمان است، از نگاه قوميت يكي از عمده ترين اقوام ساكن در كشورند، هزاره ها مؤمن به تشيع اند ولي اكثريت مردم اهل سنتند، و مذهب در مقام اقليت عامل آسيب پذيري مطلقا نيست، چون اقوام كوچك قزلباش و بيات كه مهاجر و بي سرزمين بودند ونسبت به هزاره قطره به در مقابل دريا هم حساب نمي شدند ولي از ياران دربار بودند، آنقدر منزلت داشتند كه سوگولي سلطنت دژخيم از اين طايفه بودند. مشاوران ارشد قدرت خونريز و قهرمان ناداني نيز از قوم قزلباش بودند. گرچه مذهب بي تاثير هم نبوده است؛ عامل عمده رنج هزاره ها قوميت و سياست بوده است. چون هزاره هاي كه از ترس جور و خفقان به تغيير مذهب مبادرت كردند و به طريقه اهل سنت مؤمن شدند از قتل عام رهايي نيافتند. مانند هزاره هاي دايزينات وباد غيس و هزاره هاي چهار ايماق هرات در زمان امير دوست محمد خان و اجدادش مورد قتل عام قرار گرفتند و محكوم به جلاي وطن شدند.در محدوده ي باخرز وتايباد در مهاجرت ساكن شدند و بخش عمده شان به عراق گريختند. اكثريت تركمنهاي عراق هزاره هاي افغانستان هستند ولي از فشار به خاطر قوميت ديده بودند براي بقا حتي حاضر به اضمحلال فرهنگي وتغيير هويت قومي شدند، همين هزاره ها به خاطرگسست تاريخي شان به شدت پشيمان هستند، هيچ تعلق خاطر به تركمنها ندارند.
هزاره هاي گل دره ،شكر دره ، كوه صافي و پغمان براي نجات از دم شمشير عبدالرحمان خان اقدام به تغيير مذهب كردند، از تشيع به اهل سنت و جماعت عدول كردند، در فتنه بچه سقاو و در حكومت نادر خان غدار مورد قتل عام قرار گرفتند و بقيۀ السيف شان را محكوم به جلاي وطن كرد، دستگاه نادر در سرزمين هزاره ها ي اين مناطق افغان هاي كوچي پاكستاني و برخي از طوايف آل يحيي را جابجا كردند چنانچه بخش از پغمان را ملك طلق خانواده خود نمود.. اين برخوردهاي خشن همواره با قوم كشي و سياست جابجاي جمعيت و فرهنگ كشي و پاكسازي قومي عليه هزاره ها ناشي از ترس بود، چون هزار ه ها تنها قوميتي بوده كه عامل تهديد عليه حكومتهاي مهاجم به شمار مي آمده است. ازسوي ديگر هزاره ها وارث تمدني خراسان بزرگ بوده اند. در بعد كلان خود تهديد عليه منافع دو ابر قدرت روز گار يعني انگليس و روسيه ي وقت هم بوده است. اين بد رفتاري هاي نام برده با حمايت اين دو قدرت به وسيله حاكميت پشتون عليه هزاره ها اجرا شده است. اسناد به جاي مانده سياسي گواه روشن است كه بعد از كشتار هزاره ها توسط عبد الرحمان جبّار بجاي مانده است و سياست جلاي وطن و بد رفتاري سياسي طولاني حكومتها عليه اين قوم، موجب مهاجرت دسته جمعي اين قوم به اكناف عالم گرديد... اسناد دولت قاجار و نماينده روسها و انگليس در مشهد حاكي است كه با آمدن هزاره ها در خراسان چندين صنعت و حرف جديد در مشهد رواج پيدا مي كند وموجب رشد اقتصادي خراسان مي گردد، در زمينه كشاورزي موجب خود كفايي خراسان ازغلات و ميوه جات مي شود، در عرصه سواد مكتب خانه هاي هزاره در مشهد موجب رونق و گسترش سواد مي گردد، افراد باسواد و عالم ديني نامدار و دولت مدار مشهدي الاصل شاگرد مكتب خانه هاي هزاره است حتي شخصيت هاي علمي خاوري(هزاره) امروزي از مكتبخانه ننه علي اصغر بر آمده است. استاد ما آيت الله سيد ميرزاحسين صالحي دامت بركاته: نقش نه نه ي شيخ علي اصغر را از خود برجسته تر مي داند و به شاگردي او. افتخار مي كند.. در ميان اسناد در طول تاريخ موقوفات ، امام رضا(ع) ، تنها يك هزاره اموالش را وقف امام رضا مي كند و مورد مصرف آن را آموزش و سواد آموزي مناطق محروم تعيين مي كند.
درحوزه دفاعي فتنه تهاجم ازبكها و تركمن ها را از مازندران و خراسان هزاره ها دفع مي كنند. فتنه ازبكها و تركمنها چنان زندگي را در كام خراساني ها و مازنداراني ها تلخ كرده بودند، تنها دريك حمله در جوار امام رضا(ع) در باغ رضوان ازبكها سيصد عالم ديني را گردن مي زنند و از جمله آنان عالم بزرگوار شيخ نور الله شوشتري است.
اين اسناد نشان مي دهدكشور هاي غربي و روسيه اكثر دانشمدان و صاحب حرف و صنعت هزاره ها را در مهاجرت از گوشه ،گوشه جهان شكار كرده اند وحتي به زور برده اند.
اين نمونه ها از وضعيت اجتماعي هزاره ها در شكست و مهاجرت بود. خواننده حدس خواهند زد كه درايام فراغت و امنيت موقعيت هزاره ها چقدر دل انگيز بوده است. .
اما مذهب هم بي تاثير نبوده است، چون شمشير مهاجمان با فتواي كافر خواندن و رافضي شمردن هزاره ها تيز تر مي شد، چون قدرت دفاعي هزاره ها در حمله چنگيز خورد شد ولي از پا نيافتاد. ولي حكومت دست نشانده آل چنگيز آل كرت را با سياست مذهبي عليه هزاره ها به كار گرفت و حكومت دست نشانده سياست به تنگنا قرار دادن هزاره ها را اعمال كرد،. خطرناك ترين كار او تحريم تجارت با هزاره ها بود و تهاجم پي درپي او با كاروان هاي تجاري هزاره راههاي تجارتي هزاره را نا امن كرد. چند بار تحت عنوان جهاد به سرزمين هزاره ها حمله كرد. بخشي ازسرزمين هزاره از دست شان خارج شد. و قدرت اقتصادي شان كاهش يافت ولي بازهم سرزمين هزاره ها مركز عمران و رفاه حساب مي آمد... به همين دليل سرزمين هزاره ها رغبت هر مهاجم را بر مي انگيخت.
سقوط وشكست سلسله تيموري توسط محمد شيبك ازبك در هرات و استقرار ازبكها در افغانستان موجب خشونت سوزان شد، قدرت حاكمه ازبكها از ملاهاي متعصب ازبك فتوي كفر و رافضي بودند هزاره ها به دست آوردند وسپس دولت ازبكي باكمك ملاهاي ازبك عليه هزاره ها جهاد اعلام كردند. احكام دار الحرب را در سرزمين هزاره اجرا كردند. تمام دارايي منقول و غير منقول هزاره را جزء غنيمت شمردند و وعناصر انساني هزاره را به بردگي و كنيزي گرفتند، اين وضعيت به تجارت سود آوري تبديل شدند، كه تمام اقوام پيراموني هزاره براي بدست آوردند غنيمت و برده وكنيز به تجاوز و غارت بر هزاره ها روي آوردند . سرزمين هزاره و هر هزاره براي غارتگران ثروتي بي بديل بودند. مردم هزاره هميشه دردفاع به سر مي بردند. اين نا امني. تجارت هزاره ها را به كلي از بين برد... نظام برده گيري از هزاره ها تا 1919 ادامه يافت. اين فرهنگ تجاوز و غارت به تمدن افغانستان صدمه ي جبران ناپذير زد وحتي مردم افغانستان را از رقابت با همسايگانش خارج كرد ولي هزاره ها بيشترين صدمه را ديدند ولي در سياست نسل كشي و پاكسازي قومي و فرهنگ كشي و سياست بد رفتاري و جابجاي جمعيت توسط عبد الرحمان خان عمق و وسعت صدمه هزاره ها را در حد نابودي قرار داد و آزار وتبعيض در تمام زمينه ها تا سقوط طالبان ادامه يافت. اين خشونت و ترس و رعب موجب بحران هويت هزاره ها گرديد. نه تنها هزاره ها سني مي شدند بلكه به نام تاجيك و ازبك به تغير ماهيت قومي و اضمحلال فرهنگي دست زدند.ودرخارج از افغانستان تغيير هويت هزاره ها بسيار گسترده اتفاق افتاد. وحتي هزاره بودن مايه شرم ساري گرديد. عناصر شكنجه رواني تحقير ، بي عدالتي، ستم هاي مرئي ونا مرئي، فقركشنده و محروميت اعمال عمدي روح هزاره ها را مانند سوهان سايدند و.هزاره ها از افكار عمومي جهان خارج شدند و رابطه مردم هزاره با گذشته اش قطع گرديد.. موجوديت هزاره در مرحله انكار قرار گرفت.
درسلسله علل واسباب رنجها ي شكننده هزاره بي تدبيري سياسي هزاره هم سهم دارد . در دنيا اقليتهاي زيادي بر اكثريت حكومت كرده است ومانند اقليت بعثي سني بر اكثريت شيعه عراقي واقليت علوي بر اكثريت سني در سوريه و اقليت مسيحي ماروني برمسلمانان درلبنان و اقليت سياسي كمونيست در آسياي ميانه و حتي رياست جمهوري دايمي را ميراثي كرده است و استبداد را از نوع لايك وسكولار در قالب جمهوري تجربه كرده اند، نظام اقليت سفيد پوست در قاره آفريقا. بر فرض اقليت بودن هزاره را بپذيريم كه از سنخ اقليتي كه به وسيله تهاجم بيگانه در كوهستان هزارستان محصور شده اند، در تهاجم از شمارشان كم شده است؛ از نظر اقتصادي در مرحله پايين تر از قوم مهاجم تنزل يافته اند. لكن بي تدبيري سياسي رهبران هزاره نيز مشكل را چند برابر كرده بودند، خود كفايي مناطق هزاره نشين سبب جدايي از همديگر گرديده بودند. گويا مناطق هزاره جزيره جدا از هم افتاده است در مدت چند صد سال بعد از حمله چنگيز اقدام به تشكيل سلطنت نكردند وبه هيچ سلطاني تسليم نشدند. چنانچه عبدالرحمان جبار از افتخارات خود تسخير هزارستان را مي شمرد وگفته است: اين قوم را هيچ سلطاني به اطاعت در نياورده اند، حتي شاهنشاه كبير نادرشاه افشار و ازسوي ديگر هيچ يكي از ملك هاي هزاره به ديگري تسليم نشدند، اين كار رقابت و اختلاف را شديد كرد. و. توكل و توسل و امداد غيبي افراطي و خرافات آنان را از عقلانيت بازداشتند، براي دفع دشمن از مهارت سياسي و سعي وتلاش غافل شدند. در ضمن پيروزي هاي گذشته آنان مغرور كرده بودند و هرگز به شكست و عواقب آن فكرنكره بودند . چون فكر سلطنت در سرشان نبودند، به همين دليل از دانش سياسي محروم بودند. فرصتها را شكار نتوانستند . چناچه شهيد مير يزدانبخش بهسودي(رض) حاضر نشد با انگليسي ها مذاكره كند و در داد و ستد سياسي قومش را از ستم جاري نجات بدهد . و به اسنادي برخوردم كه بعد از قتل عام و شكست و مهاجر شدن هزاره ها در تمام دنيا ، دستگاه سلطنت انگليسي يكي از مقامات عالي رتبه خودرا مامور مي كند، كه پيام سلطنت قاهره وهميشه پيروز انگليس را به گوش يكي از خوانين هزاره درمشهد برساند. متن پيام اين بوده است. اگر هزاره ها با انگليسي همكاري كنند در عوض انگليس تعهد مي كند كه هزاره ها را به سلطنت ايران و افغانستان برساند. جواب خان هزاره به مامور بلند رتبه انگليس اين بوده كه زير بار كافر نمي رويم، به جز سلطنت و آقاي علي بن موسي الرضا (ع) آقا بالا سر لازم نداريم. اين جواب مامور انگليس را بهت زده مي كند. چون در تحليل سياسي براي او پذيرفته شده نبود كه هزاره موفق به انتقام از پشتونها شوند ولي انتقام كشيدن از پشتون ها را به وسيله انگليس رد كنند. در ضمن هزاره ها در ديار هجرت نيز همبستگي و علقه به سرزمين خود را از دست دادند، به جز كويته پاكستان و مشهد ايران در ساير كشورها هزاره از حيث فرهنگي در بين اكثريت در فرهنگ پذيري ناپديد شدند. هزاره ها در ديار غربت انگيزه قوي مانند قوم يهو د و ارامنه و كردها براي بقا ي هويت خودنداشته اند. براي سرزمين پدري هرگز نينديشيده اند و اگرنه! ستم روي هزاره اين قدر عمر طولاني نمي يافت.
استادشهيد
جامعه هزاره توسط فرعون ها نه تنها مردانشان ذبح شدند و زنانشان را نگهداشتند. بلكه زنان ومردان همسان در مسلخگاه سر بريده شدند، كودكانشان به بازار برده فروشان به حراج گذاشته شدند، سرهاي شهدا را مناره ساختند، صداي ضجه كودكان و مويه زنانشان ابر ها بي بار را به گريه آورد و درندگان سنگدل را ر ا به ترحم وا داشتند، جنايت هولناك داستانش اشك هر سنگدلي را درشيار گونه هايش جاري مي كند، اما اين قربانيان كه صدايش در چها ديوار افغانستان خاموش شد. هرگز ديده بان حقوق بشر و سازمان عفو بين الملل در گزارش خود اين نسل كشي به عنوان نمونه در قبال كشتار ارامنه و كشتار مردم گامبوجيا و غيرو ..... ياد نكردند ، چون اربابشان انگليس شريك اين جرم بود.. قدرت تجاوزگر انگليس همواره اين جنايت عليه بشريت را پنهان كرد،. حتي اسناد گذشته مربوط به هزاره ها و جنايت عبد الرحمان را نشرنكرد. ستم و تبعيض و برخورد تحقير آميز دراز مدت وسياست بدرفتاري كه ديه زخم پاي شتر افغان كوچي از ديه هزاره بيشتربود.. اين جور سيستماتيك عزت و كرامت انسان هزاره را پايمالكرد. ترس چنان اثر رواني گذاشت كه كلان هزاره از چوپان كوچي مي ترسيدند. ترس تمام حيات مردم هزاره را تسخير كرد. اين ديوار ترس با شهامت استاد شهيد فروريخت و قدرت وجسارت و شجاعت جان يافت و مردم ما مزه حيات سياسي راچشيد..
استاد شهيد با اخلاص و تقوي ودانش سياسي ودور انديشي ورسك پذيري كه داشت، با تمام شجاعت در ميدان مبارزه آمد، علي رغم زمان كوتاه با صدها عوامل تخريب و فريب هزاره ها را متحد كرد. مقاومت غرب كابل خسارت سنگيني به مردم تحميل كرد ولي خانواده هاي غرب كابل در مقابل عزت معنوي وسياسي كه به دست آمده بود، تمام رنجهاي غرب كابل را به جان خريده اند و اين دست آورد مرگ عزيزانشان را قابل تحمل كرده است، هزاره ها از مرحله انكار به مرحله موجوديت وبودن ظاهر شد. و اين قوم به اعتماد نفسي دست يافته اند.
با دستهاي خالي قله هاي علمي و معرفتي را طي مي كنند. هزاره شيعه دوازده امامي و شش امامي اسماعيلي و سني همه وهمه وحدت را درك كرده اند و به همديگر اعتماد مي كنند و كساني كه به خاطر ترس دچار اضمحلال فرهنگي شده بودند، رو به بازسازي هويتي آورده اند و كساني كه در ديار غربت دچار اضمحلال فرهنگي نشده اند علاقه ي به سرزمين پدري پيدا كرده اند. هزاره از ناشناسي به قوم صاحب شهرت تبديل شده است.و ديگر هزاره بودن افتخار است ودر آينده ي نزديك افتخارات انكار شده كشف خواهد شد وحتي مرگ غم انگيز استاد شهيد درمجموعه حوادث جهاد و غرب كابل تاريخ هزارها را از نو رقم زده است و تراژدي مرگ و شهادت او و يارانش بزرگترين حافظه تاريخي مشترك هزاره ها را شكل داده است و ياد از سالگرد شهادت شهيد پيوند نسل امروز با گذشته است و موضع سياسي عدالت خواهانه استاد شهيد را به مقام يك احيا گر ومنجي اقوام محروم ساكن در كشور تبديل نموده است. نجات هزاره ها را درمسيري قرارداده است كه نتيجه آن عدالت و برادري در ميان تمام اقوام ساكن كشور است، تحقق آرمانهاي شهيد مزاري تحقق آرزوهاي انسانيت است و ياد وخاطره او جوشش جهاد وايثار و فداكاري واجتهاد و كوشش و پشت كار است. او قهرمان تاريخي هزاره است و حيات و مرگ سياسي هزاره با نام و ياد او سنجيده مي شود.. ياد استادشهيد تحقق اراده خداوند است كه هزاره دوباره براي خلق تمدن در اين سرزمين زندگي را در كام همه اقوام كشور را شرين خواهد كرد . چون وعده خداوند اين است كه نوبت از آن هزاره ها است
إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ (آل عمران/١٤٠)
اگر (:«به احد،) به شما جراحتي رسيد (و ضربهاي وارد شد)، به آن گروه نيز (به بدر)، جراحتي همانند آن وارد گرديد. و ما اين روزها ي (پيروزي و شكست)! را در ميان مردم ميگردانيم و مي چرخانيم؛ (- و اين، شكست و پيروزي لازمه زندگي دنياست- ) تا خدا، افرادي را كه ايمان آوردهاند- بداند (و شناخته شوند); و خداوند از: شما، شاهداني بگيرد. و خدا ظالمان را دوست نميدارد!
نتيجه
از تجربه بشري و تحقيق ميداني كه درباره جمعيتها و اقليتهاي مهاجر در اطراف اماكن زيارتي شده است از واقعيتي حكايت مي كند . اقوامي مهاجر در اطراف اماكن متبركه، كه داراي تشكيلات وانسجام دريك مسجد و حسينيه و يا يك نهاد علمي فرهنگي بوده اند دچار بحران هويت نشده اند و در فرهنگ پذيري دچار اضمحلال فرهنگي نگرديده اند در اقتصاد وسياست خوب نقش بازي كرده اند، دچار مرگ سياسي نشده اند و هرجمعيتي داراي چنين تشكيلات نبوده در مرور زمان آهسته در ميان اكثريت غرق و نا پيداشده است، كه نشاني از آنان هم وجود ندارد....
مهمترين كار وحدت هزاره ها از موجوديت كلان آن فراتر از افغانستان است،ارتباط هزاره هاي خارج از كشور با مبدا سرزمين پدري تامين شود تا حافظه تاريخي مشترك و هويت جمعي فراموش نشود و علاقه مشترك احيا شود. خود آگاهي هزاره ها از عراق تاسوريه و اروپا وايران و پاكستان با محوريت افغانستان گره بخورد. مهاجران غرب نشين نيز از حادثه عاشورا به عنوان حافظه تاريخي مشترك پايدار بين هزاره ها سود ببرند كه هزاره هاي سني و 12امامي و 6 امامي گرد امام حسين (ع) جمع مي شوند و هيچ عامل قوي معنوي واحساسي و عاطفه ي نگهدارنده تر يك قوم از اضمحلال مانند گرامي داشت عاشورا و شهادت امام حسين (ع)وجود ندارد و همچنان زنده نگهداشتن اعياد ها و وفيات مذهبي وملي هزاره ها . براي جمعيت در مقام اقليت احيا هويتبخش است. حوادث تاريخي شادي وغم هزاره كه متعلق به زندگي جمعي هزاره است بايد بزرگداشته شود، همچنان با زبان هنر دوباره باز آفريني شود تا حافظه تاريخي مشترك و هويت جمعي پور قدرت گردد . تشيع راستين هموراه الهام بخش هويت هزاره در بعد كلانش است. با اثبات هويت موضع سياسي و نقش شان در فرهنگ و مديريت پذيرفتني است و مطالباتشان در عرف عقلاء شنيدني است.در همين راستا تشكيل كانونها سرمايه گذاري مشترك و مؤسسات خيريه ونهاد فرهنگي از نياز مبرم هزاره است..
در گام نخست بايد نخبگان هزاره به هر طيف سياسي تعلق دارند بايد در انديشه ساختن ابزاري براي فقر زدايي از هزارستان باشند و مسير سرمايه گذاري در هزارستان را باز شود. قدرت اقتصادي هزارستان موجب احيا هويت ساير هزاره ها حتي در دور ترين نقاط دنيا مي شود.
2- به فكر يك تلويزيون مشترك قومي براي هدايت افكار عمومي هزاره ها در جهان باشند، تا هزاره خودرا در يك واحد فرهنگي بيابند . اين امر موجب مي گردد كه تواناي هاي هزاره به فعليت مي رسد و قادر به اشتراك ساختن فرهنگ جهاني مي شوند و هم در مديريت جهان سهم مي گيرند.وهم.افغانستان را آباد مي كنند
3- بايد براي وحدت سياسي هزاره ها از هيچ كوشي دريغ نكرد ، چون دوباره در كانو.ن توطئه قرار گرفته ايم دفع اين دسيسه با وحدت سياسي قومي ممكن است و تشكيل گنگره ملي هزاره را جدي گرفت تا چالشها و افكار هاي مختلف در گفت و گو به يك استراتژي واحد تبديل شود و عوامل تفرقه مهار شود.. اين گنگره ملي بايد مقدس شمرده شود . هرچه از كنگره ملي برآمد، تمام هزاره ها به آن پايبند باشند. و صداي مخالف آن شنيده نشود.
4-در ضمن بايد دادگاه مجازي و محاكمه عبد الرحمان را فراهم كرد تا از طريق رسانه ها و جامعه ملل عمق جنايت حكومتها گذشته ورنجهاي فراموش شده هزاره ها و تراژدي هزاره ها در دنيا معرفي شود و با آن افكار عمومي را تغذيه كرد، تا فشار عليه سياست شئونيسم قومي چند برابر گردد، در ضمن اين امر در پيشگيري ارتكاب خيانت ازسوي پشتون ها بسيار كار آمد است.
5- گروهي از نخبگان را مامور در كشور انگليس نمايم تا اسناد هاي كه در آرشيف وزارت خارجه و كاخ سلطنتي انگليس راجع به هزاره وجود دارد تحت اسناد حنايت عليه بشريت تنظيم شود و تاريخ معاصر هزاره بازسازي گردد و از نو بنويسندو عمق وسعت جنايت حكام افغانستان عليه هزاره ها در جهان افشاگري شود..
. اين يافته من بعد از سالها تلاش است وكساني نقد داشته باشد ، نقد كند و از آن استقبال مي كنم.
ابراهيم حسن زاده
منابع
1- آقابخشي علي و ديگران،علوم سياسي،چاپار، قم، 1383.
2- پولادي حسن، مترجم علي عالمي کرماني، هزاره ها، تاريخ فرهنگ سياست اقتصاد چاپ اول 1380 ناشر شريعتي تهران
3- پي ير ژرژ، مترجم سيروس سهامي، ژئوپلوتيك اقليتهاة بي نام تهران . 1374.
4- جان اسپوزيتو وديگران،مترجم سيد مهدي موسوي،مسلمانان اروپا و امريكا، كيش مهر، تهران؛ 1384.
5- حق نظراف، مقام تاجيکان در افغانستان چاپ اول، 1380 استاد (شيخ اسلام) تربت جام
6- خانوف تيمور، مترجم عزيز طغيان، تاريخي ملي هزاره ها، انتشارات اسماعيليان، قم، 1372.
7- رياضي محمد يوسف، بحر الفوائيد، چاپ سنگي ، تهران، بي تا
8- زنجاني حبيب الله ،مهاجرت،سمت ،تهران، 1380.
9- غبار غلام محمد، افغانستان در مسير تاريخ، انتشارات مهر، قم، 1359.
10- غرجستاني محمد عيسي، کله منارهاي افغانستان، اسماعيليان، قم، سال 1372 .
11- فرهيخته شمس الدين،فرهنگ فرهيخته،زرين ،تهران،1377.
12- فليپ مارتين و ديگران،مترجمان خانم اردكاني و ديگران،مهاجرت وروياي باچالشها،بازرگاني ، تهران، 1386.
13- قندهاري طالب حسين، نگاهي به ديروز و امروز افغانستان، نشر آبان ، سال، 1362.
14- كتاني علي،مترجم محمد حسين آريا،اقليتهاي مسلمان در جهان امروز،امير كبير،تهران،1383.
15- مارتين با المر وديگران، مترجمان پرويزدليرپور و ديگران، مطالعات قومي و نژادي در قرن بيستم ،پژوهشكده و مطالعات راهبردي، تهران، 381ا.
16- مجموعه مقالات، مترجم ايرج كرماني ، اقليتهاي اسلامي در جهان ،دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1370.
17- معاونت بين المللي سازمان فرهنگ .و ارتباطات اسلمي ، مسمانان اروپا و آمريكا ،بين المللي الهدي، تهران،1386.
در مورد وضعیت هزاره ها در استانه عبدالرحمان یک رومان است به نام -دختر وزیر- (به انگلیسی) که در کابل در کتابفروشی شاه محمد موجود میباشد. هنوز آنرا نخوانده ام اما احتمالا دارای معلومات مفید است.